ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٦ - اعتبارى بودن ولايت هاى تشريعى
نمى گيرند .
امور اعتبارى از قبيل ذمه اى كه خريدار در معامله نسيه به عهده مى گيرد , به صرف اعتبار وابسته مى باشند , و در هيچ وعائى داراى وجود حقيقى نمى باشند . يعنى نه در وعاء ذهن وجود دارند , و نه در وعاء خارج موجود مى باشند .
توضيح آن كه , وجود ذهنى گر چه در مقابل وجود خارجى قرار دارد , ليكن از ديد ديگر , به اين لحاظ كه علم است , خود يك وجود حقيقى و خارجى است . پس ذهن نيز از يك نظر وجود خارجى است . چنانكه وجود خارجى هم خارجى است . لذاست كه وجود مطلق را كه وجود حقيقى است , به وجود خارجى و وجود ذهنى تقسيم كرده اند , و در تعريف وجود ذهنى آن را وجودى دانسته اند كه در قياس با وجود خارجى فاقد اثر است . و مسأله شناخت و علم را از آن جهت كه به عنوان يك وجود خارجى مؤثر , مورد مطالعه قرار مى گيرد , از مباحث وجود ذهنى جدا كرده اند . هر چند كه موطن وجود علم - كه داراى آثار مختص به خود است - در ذهن مى باشد .
و اما امور اعتبارى , امورى هستند كه در هيچ موطنى , واجد وجود حقيقى و خارجى نمى باشند , و لذا نه در طول وجودات خارجى و حقيقى هستند , تا اين كه به عنوان مرتبه ضعيفه وجود مورد بررسى قرار گيرند , و نه در عرض آنها مى باشند , تا آن كه معادل ديگر موجودات عينى شمرده شوند .
از اين بيان دانسته مى شود كه ولايتهاى تشريعى و از آن جمله ولايت فقيه , نه مرحله نازله ولايتهاى تكوينى هستند , و نه معادل با