ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٥ - ولايت و تشريعى و ولايت به معنى حكومت و سرپرستى
اراده التشريع , و ولايت بر تشريع است , و ولايت بر تشريع , به نبوت و رسالت باز مى گردد .
زيرا , اگر پيامبر حق قانونگذارى را واجد شده است , بدان معنا نيست كه قانونگذارى همچون ديگر شؤون عادى زندگى در اختيار اوست , بلكه به اين معناست كه او اين قوانين را با وحى و الهام دريافت نموده و ابلاغ مى نمايد . ليكن اين دريافت گاه به صورت قرآن ظهور مى نمايد , و گاه به صورت حديث قدسى . در صورت اول آنچه كه دريافت شده است به عنوان وحى پيدا كرده و( فرض الله) ناميده مى شود . و در صورت دوم آنچه كه به عنوان حديث قدسى و مانند آن الهام شده است( فرض النبى) خوانده مى شود . و در هر دو صورت , نبى و آن كس كه بيان حكم تشريعى مى كند . كارى جز رسالت و نبوت انجام نمى دهد , يعنى از خود نه چيزى را مى افزايد , و نه از آنچه كه دريافت كرده است چيزى مى كاهد . او فقط آنچه را كه ولى بر تشريع وضع نموده است به امت اسلامى ابلاغ مى كند .
بر عصمت - پيامبر - صلى الله عليه و آله - در ابلاغ , اين آيه كريمه گواهى مى دهد :
﴿ و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى ﴾ - نجم]( ٤ - ٣ :
قبلا نيز در شرح اين آيه گذشت كه منظور از نطق در آيه , خصوص گفتار نيست , بلكه شامل سيره پيامبر كه جامعه فعل و قول و تقرير اوست , مى باشد . و اما سر آن كه از سيره به نطق ياد شده است , اين است كه بارزترين اثر انسانى همان نطق است .