ولايت فقيه : رهبري در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٥ - ٣ - شبهه نقض برهان عقلى و دفع آن
ازعلت دريافت مى كند .
مثال ديگر در اين مورد , مثال خالقيت و مخلوقيت است . حقيقت عينى خالق در خارج , مقدم بر مخلوق است . چون خالق غناى محض است , و مخلوق فقر صرف . اما در ظرف ذهن , خالقيت و مخلوقيت از امور متضايقه هستند , بدون آن كه اين تضايف مفهومى , موجبى براى فخر مخلوق و يا وهن خالق باشد .
با روشن شدن اين معنا دانسته مى شود كه هيچ مانعى براى فعليت امام قبل از فعليت امت و قبل از تحقق دو عنوان متضايف امت و امامت وجود ندارد . يعنى امام مى تواند شرايط سه گانه امامت را در ساليانى كه در مسند زعامت و رهبرى نيست , و يا حتى در زمانى كه در زندان است بالفعل دارا باشد . چنانكه اميرالمؤمنين على - عليه السلام - در همه احوال , يعنى هم در آن ربع قرنى كه در مظلوميت بسر مى برد و هم در زمان زمامداريش , شرائط امامت را بالفعل دارا بود . آنچه در اين مدت تغيير كرد , امت بود . يعنى مردمى كه قبلا امت بالقوه بودند , بعد از مدتى به رشد رسيده , فعليت يافتند .
مثل تفاوتى كه در امت نسبت به امام پيدا مى شود , مثل افرادى است كه به دليل سكون در حجاب , از محاذات با خورشيد و استفاده از نور آن محرومند . اگر اين افراد , خرق حجاب نمايند و در برابر خورشيد قرار گيرند , از نور آن مستفيض خواهند شد , بدون آن كه در فعليت شمس تغييرى حاصل شود .
از آنچه گذشت دانسته مى شود كه عدم فعليت امت هرگز نقض بر ضرورت فعليت افرادى كه واجد شرائط امامت هستند نمى باشد ,