شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨ - گريز از طرح صحيح
جهت اول مربوط ميشود به حل اين مساله كه چه چيز مقدم است ؟ ماده يا شعور ؟ ماده موجد شعور است يا بالعكس ؟
جهت دوم به اين سئوال پاسخ ميدهد : آيا جهان شناختى است ؟
(( باغور در محتواى مساله اساسى فلسفه به آسانى ميتوان دريافت كه تنها دو وجه كه از ريشه با هم در تضادند براى حل آن وجود دارد و آن يا قبول تقدم ماده است يا قبول تقدم شعور ؟ به همين جهت دير زمانى است كه در فلسفه دو جهت اساسى پديد آمده است : ماترياليسم و ايده آليسم .
فلاسفه اى كه ماده را مقدم مى شمارند و شعور را مؤخر و مولود ماده پيرو ماترياليسم ميباشند , به نظر آنها ماده جاودانى است , هيچكس , هيچگاه آنرا نيافريده , هيچ نيروى خارق العاده اى در خارج از اين دنيا وجود ندارد شعور خود محصول تكامل ماده و خاصيت جسم مادى فوق العاده و بغرنجى مانند مغز انسان است .
فلاسفه اى كه (( روح )) را مقدم ميدانند , از ايده آليسم پيروى ميكنند , به نظر آنها شعور پيش از ماده وجود داشته , ماده را آفريده و به آن زندگى بخشيده است , شعور سر چشمه و اساس اولين وجود است , در باب اينكه كدام شعور , جهان را مى آفريند عقايد ايده آليستها تفاوت پيدا ميكند . ايده آليستهاى ذهنى بر آنند كه جهان آفريده شعور فرد انسانى است ايده آليستهاى عينى جهانرا آفريده يك شعور عينى ( موجود در خارج از انسان ) ميدانند كه در سيستمهاى مختلف فلسفى به نام ايده مطلق و گاه به نام اراده جهانى و نظائر اينها ناميده ميشود )) [١] .
به نظر شما چرا ماديين مساله را به اين صورت مطرح ميكنند ؟ چرا نظريه انكار وجود عينى و پوچ اندر پوچ دانستن هستى ( و به قول
[١]- آقاناسيف : اصول فلسفه ماركسيسم , صفحه ٥ و ٦ .