پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٦٦ - موضع گيرى كوبنده امام سجاد ( ع )
جمله بسيار تكان دهنده حضرت , در اين ادعانامه , اين است كه مى فرمايد :
او ليس بدعائه اياك حين دعاك جعلوك قطبا ادار و ابك وحى مظالمهم و جرا يعبرون عليه الى بلاياهم و سلما الى ظلالتهم داعيا الى غيهم سالكا سبيلهم : يدخلون بك الشك على العلماء و يقتادون بك قلوب الجهال اليهم
آيا چنين نبود و تو ندانستى كه وقتى آنها تو را به خودشان نزديك كردند , از تو محورى و قطبى بوجود آوردند كه آسياى مظلمه هاى آنان بر آن قطب مى گردد و پلى را ايجاد كردند كه از روى آن به سوى كارهاى خلافشان عبور مى كنند و نردبانى ساختند كه بسوى ضلالت خودشان از آن بالا مى روند . تو دعوت كننده اى بودى به سوى گمراهى آنان و رونده اى بودى در راه آنان . آنها بوسيله تو در علما ايجاد شك كردند و بوسيله تو دلهاى جاهلان را به سوى خودشان جذب نمودند . يعنى تو موجب شدى كه هم علماء دچار ترديد شدند كه آيا اشكالى ندارد . ما بدستگاه دولت نزديك شويم ؟ و احيانا برخى در اين دام افتادند . و تو نيز موجب شدى كه جاهلان خيلى راحت به سوى خلفا ميل كرده و مجذوب آنها شدند .
بعد مى فرمايد :
فلم يبلغ اخص وزرائهم ولا اقوى اعونهم الادون ما بلغت من اصلاح فساد هم , . . .
نزديكترين وزراى آنها و نيرومندترين يارانشان بقدرى كه تو فساد آنها را در چشم مردم صلاح جلوه دادى نتوانسته اند به آنها كمك كنند . . .
در اين نامه كه بسيار تند و پر مضمون و پر محتوى است , امام سجاد اين جريان اقتدار فكرى و زمامدارى علمى را كه به كمك اقتدار سياسى و زمام