پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٦١ - چند حديث جعلى از محمد زهرى
الحرام و مسجد مدينه و مسجد الاقصى و آن سنگى كه در مسجد الاقصى رسول خدا پاى خود را روى آن سنگ گذاشته , جاى كعبه قرار مى گيرد ! همين قسمت آخر حديث مورد توجه من است كه اين سنگ را به جاى كعبه حساب مى كند و براى آن , همان شرف و ارزش كعبه را قرار داده است !
اين حديث مال آن زمانى است كه عبدالله بن زبير بر مكه مسلط بود , و هر وقت مردم ميخواستند به حج بروند , مجبور بودند در مكه منطقه اى كه زير نفوذ عبدالله زبير است چند روزى بمانند و اين فرصت بسيار خوبى به عبدالله زبير مى داد كه عليه دشمنان خودش و از همه مهمتر عبدالملك مروان تبليغات كند . و چون عبدالملك مايل بود كه مردم تحت تأثير اين تبليغات قرار نگيرند و به مكه نروند , لذا بهترين و آسانترين راه را در اين ديد كه حديثى جعل كند كه آن حديث شرف و منزلت مسجد الاقصى را به اندازه مكه و مدينه بداند , و حتى آن سنگى كه در مسجد الاقصى است به قدر كعبه شرف داشته باشد ! در حالى كه مى دانيم در عرف و فرهنگ اسلامى هيچ نقطه اى از دنيا به اندازه كعبه شرافت ندارد و هيچ سنگى در دنيا جايگزين سنگ خانه كعبه و حجر الاسود نميشود . از اين رو , انگيزه جعل اين حديث , همين است كه مردم را از رخت بستن و كمر همت بستن به سوى خانه خدا و مدينه كه آنجا هم احتمالا مركز تبليغات عليه دستگاه عبدالملك بوده منصرف كرده و رهسپار فلسطين سازند , زيرا فلسطين جزئى از شام و تحت نفوذ عبدالملك بوده است , حال چقدر مردم به اين حديث مجعول ترتيب اثر دادند , بايد در لابلاى تاريخ جستجو كرد كه آيا اتفاق افتاد كه در برهه اى از زمان مردم بجاى رفتن به مكه , به بيت المقدس براى زيارت صخره مى رفتند يا چنين چيزى اتفاق نيافتاده است ؟ ! اگر چنين چيزى اتفاق افتاده باشد , بايد مجرم اصلى يا يكى از مجرمين را محمد بن شهاب زهرى دانست كه با جعل