مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٥٦ - ه) دلالت امر بر واجب عينى و واجب كفايى
ولى گروهى ديگر قائل بر اين هستند كه اصل مدلول اينگونه اوامر , توصلى است , نه تعبدى . دليل اين دسته , تمسك به اطلاق است . كه در تبيين آن مى گويند : قدر مشترك بين دو واجب , انجام نفس عمل است , ولى واجب تعبدى يك قيد زائد دارد و آن اينكه بايد با قصد . و نيت همراه باشد . و طبق قاعده هر گاه دوران امر بيان اقل و اكثر باشد , به اقل كه تعينى است عمل مى شود . پس اصل بر اين است كه واجب مستتر در امر اصولا توصلى است و براى اينكه امر بر واجب تعبدى دلالت كند , قرينه لازم دارد . گوينده حكم موظف به اقامه قرينه است و به هر وسيله اى كه ممكن است مى بايستى به شنونده برساند . حتى اگر در ضمن امر ميسر نشد , بطور منفصل بايستى قرينه مورد نظر را اقامه نمايد .
ه ) آيا امر بر واجب عينى دلالت مى كند يا واجب كفائى ؟ در تقسيمات واجب خواهيم ديد كه واجب عينى آن است كه به نحو جداگانه بر فرد فرد افراد تحت حكم شامل شود . مثلا خواندن نماز , واجب عينى است و آحاد مكلفين موظف به انجام آن هستند . واجب كفائى آن است كه هر گاه عده اى بر آن قيام و اقدام كنند ( من به الكفايه ) باشند , تكليف از بقيه ساقط مى شود . مثل جهاد كه هر چند بر همه واجب است , ولى اگر گروهى به جهاد رفتند و كافى بود , تكليف از بقيه ساقط مى شود .
حال بحث اين است كه اگر امرى صادر شد و ندانستيم دلالت بر واجب عينى مى كند يا كفائى , تكليف چيست ؟ در اينجا هم مى گويند اين دو واجب از يك جهت وجه مشترك دارند و آن