مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٦ - ٢- اقسام وضع
كه در مقابل لفظ مى خواهد قرار گيرد , همان معناى كلى است . مانند همين مثال , معنايى كه لفظ گل بر آن نهاده شده همانا معناى كلى و وسيع گل است كه نسبت به تمام مصاديق و انواع گل عموم و شمول دارد , و يكجا اين لفظ را براى آن نهاده اند .
در موارد بسيار زيادى هر چند كه واضع , معناى كلى و اجمالى تصور كرده اما در عين حال لفظ را عينا براى آن ننهاده , بلكه براى موارد مشخص و معين نهاده است . يعنى نمى خواهد كه هر گاه اين لفظ استعمال مى شود آن معناى اجمالى و كلى اراده گردد . مثل نهادن ضمير[ ( او]( براى مفرد غايب , كه واضع در هنگام وضع چاره اى جز اين ندارد كه براى انجام عمل وضع , يك معناى اجمالى و كلى تصور كند و لذا همين مفه . وم و معناى كلى يعنى مفرد غايب را تصور مى كند ولى لفظ[ ( او]( را براى آن معنى نمى نهد , زيرا كه نمى خواهد در موقع استعمال , چنين معناى كلى از آن اراده شود بلكه مى خواهد هر گاه اين كلمه استعمال مى شود فرد خاص و مشخص بنظر آيد .
در مثال قبلى[ ( گل و گياه]( , آنچه در هنگام وضع تصور شده , موضوع له قرار گرفته است , پس مى گويند وضع عام و موضوع له عام . يعنى هم معناى متصور در هنگام وضع , مفهوم عام است و هم آنچه كه براى آن , لفظ را نهاده اند عام است . اما در مثال دوم[ ( ضمير او]( , مى گويند وضع عام و موضوع له خاص يعنى در هنگام وضع , متصور عام بوده ولى لفظ را براى آن ننهاده اند بلكه معناى خاص , موضوع له قرار گرفته است .
علماى اصول وضع الفاظ را از حيث نحوه تصور معنى براى