مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٠١ - ب) مقدمات حكمت
پيشوايان دينى صادر گرديده , مثال براى اين مطلب است .
گاهى اوقات هر چند گوينده در مقام بيان حكمى از احكام است و حتى براى اجراى آن مبادرت به بيان نموده است ولى در مقام بيان وجه خاصى از مقصود است , در اينجا نيز در ماوراء آن وجه خاص نمى توان به اطلاق استناد نمود , بلكه بايد بدست آورد كه گوينده در مقام بيان چه چيزى است و تنها بمقدار كاربرد جمله برداشت نمود . ما در اينجا از مثال مشهورى كه اصوليين در اين باب آورده اند استفاده مى كنيم :
مى دانيم در قرآن آمده است كه گوشت شكارى را كه سگهاى شكارى مى گيرند تناول كنيد ( فكلوا مما امسكن ) معلوم است كه خداوند در مقام بيان حكم حليت گوشت شكار شده توسط سگان شكارى آموزش ديده است و با اين جمله اعلام نموده است كه گوشت مزبور هر چند به سبك معمولى ذبح نشده ولى معذالك حلال است , حال آيا مى توان گفت كه از اين جواز و حليت كه در قرآن آمده اينگونه استفاده مى شود كه حتى محل دندان گرفتگى اين شكارها كه با دندان نجس سگ تمام داشته طاهر و حلال است , به استناد آنكه در كلام قرآن بطور مطلق اجازه تناول داده شده و قيد بر آنكه آنرا تطهير كنند ننموده است ؟
در اينجا اصوليين مى گويند خداوند در مقام حكم ديگرى است و نظر به اين وجه خاص نداشته و حليت كل شكار شامل حليت محل دندان گرفتگى نمى شود و در اين قسمت بايد طبق احكام مخصوص خودش عمل شود .
٣ ) قرينه و قيدى كه بر اراده مقيد دلالت كند , چه به