مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٥٢ - الف) دلالت امر بر وجوب و الزام
به ذهن متبادر مى شود . بنابر اين قاعده , از ام راصولا الزام و وجوب متبادر است . و لذا بنظر گروهى از دانشمندان علم اصول , ظاهر صيغه امر دلالت بر وجوب مى كند و اگر گوينده منظور ديگرى داشته باشد , بايد با آوردن قرينه آن را برساند . ولى عده ديگرى از متاخرين عقيده ديگرى در مورد امر دارند , كه در مبحث صيغه نهى خواهد آمد .
البته الزام و وجوب , هميشه با صيغه و هيأت مخصوص امر بيان نمى شود . يعنى ممكن است دستور دهنده , مطلوب خود را در قالب جمله خبريه بيان نمايد . مثلا استاد مى گويد[ : ( دانشجويان محترم , درس را خواهند نوشت]( اين جمله از نظر قالب , خبرى است ولى از مفهوم آن و شأن گوينده و شنوندگان به خوبى بر مىآيد كه جمله امرى است و بصورت محترمانه بيان گرديده .
همچنين ممكن است در مواردى صيغه امر دلالت بر الزام و وجوب نكند . يكى از اين موارد , امر عقيب منع است . يعنى اگر امرى از طرف تامر صادر شود كه قبل از تان , نهى وجود داشته است , در اين صورت امر وجوب و الزامى ندارد . مثلا فرض كنيد حكم شده است[ : ( چراغها را خاموش كنيد]( و بعد از چندى مجددا دستور مى رسد[ : ( چراغها را روشن كنيد]( جمله دوم كه بعد از جمله اول آمده به اين معنى نيست كه حتما بايد چراغها روشن شود , بلكه فقط منع روشن كردن را برداشته است , و شنونده مخير است كه چراغها را روشن بكند يا نكند . اين را مى گويند امر عقيب منع , كه وجوب و الزام آور نيست .