تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٤٧ - روايت سوم
موضوعى داريم و استصحاب دليلى معتبر است، امام عليه السلام مىفرمايد:
فليحتط، بايد احتياط كند.
در اينجا تذكّر چند نكته لازم است:
نكته نخست: اين گونه ادعاهاى زن از جمله امورى است كه لايُعرف إلّا مِن قِبَلها، يعنى از امورى است كه فقط خود او مىتواند آن را تشخيص دهد؛ خواهر رضاعى بودن، در عدّه ديگرى بودن يا حامله بودن، در درجه نخست تشخيص آنها به دست خود زن است. حال در اين گونه موارد امام عليه السلام يك بار حكم مىكند به عدم تصديق زن و در يك صورت حكم به احتياط مىكند. نتيجه اين مىشود كه بنا بر ادّعاى زن، يك حكم ظاهرى محقّق مىشود، و بنابر اصل استصحاب لازم مىآيد كه از اين ظاهر دست برداريم. پس آيا مىتوانيم بگوييم اين از موارد تعارض ظاهر و اصل است؟
نكته دوم: اين روايت فقط مواردى را شامل مىشود كه منشأ شك زن و ادعاهاى اوست و مواردى را كه خود مرد شك كرده است را شامل نمىشود. به بيان ديگر: اگر مردى بخواهد با زنى ازدواج كند و خود مرد فى نفسه شك كند كه آيا اين زن خواهر رضاعى اوست يا نه؟
و زن چنين ادّعايى نداشته باشد، اين روايت چنين موردى را شامل نمىشود.
نكته سوم: چه تفاوتى ميان قبل و بعد از دخول مىباشد كه اگر زن قبل از دخول ادّعا كند كه من خواهر رضاعى تو هستم، احتياط لازم است، امّا اگر بعد از دخول چنين ادعايى كند، احتياط لازم نيست. آيا بعد از دخول عنوان خواهر رضاعى بودن منتفى مىشود؟