تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ١٥١ - دوران بين تخصيص و تخصّص
امّا در اينجا اين سؤال مطرح است كه آيا اين امر، از قواعد عامّه ارث به عنوان استثناء و تخصيص خارج شده است، يا به نحو موضوعى خارج است و به اصطلاح خروج آن تخصّصى است؟
اگر تخصيصاً خارج شده باشد، بدين معناست كه ولد الزنا جزء ارث برندگان و عمومات ارث بوده است، يعنى ولد لهذا الرجل و المرأة، امّا به دليل مخصّص خارجى از ارث محروم شده و از تحت عمومات خارج شده است.
امّا خروج تخصّصى ولد الزنا به معناى آن است كه ولد الزنا اصلًا فرزند آن زن و مرد نيست و در واقع از ابتدا از دايره موضوع ارث برندگان خارج شده است، پس خروجش تخصّصى مىباشد.
حال اگر تخصّص اثبات شد، مىتوان گفت كه شارع براى نسب مفهومى خاص را در نظر گرفته است و از ابتدا، ولد الزنا را منتسب به اين دو نفر نكرده، تا بتواند از آنها ارث ببرد.
امّا دليلى بر اين امر نداريم و نهايت آن، دوران بين تخصيص و تخصّص خواهد بود.
در علم اصول، در بحث عام و خاص، از دوران بين تخصيص و تخصّص سخن به ميان آمده، كه آيا مىتوانيم به اصالة العموم تمسّك كرده و نفى تخصيص كنيم و تخصّص را نتيجه بگيريم؟ برخى از اصوليين معتقدند كه مىتوانيم به اصالة العموم تمسّك كنيم و بگوييم مثلًا عموم «أكرم العلماء» تخصيص نخورده، و بدين ترتيب با نفى تخصيص، تخصّص را نتيجه گرفته و بگوييم كه زيد تخصّصاً از «أكرم العلماء» خارج است.