حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٤٣ - فصل ششم در بيان افضليت آن حضرت است بر ساير صحابه
كردى و اللَّه كه او با آن شگفتگى و خندانى هيبتش از همه كس بيشتر بود و آن هيبت تقوى بود كه او داشت نه مثل هيبتى كه اراذل و لئام شام از تو دارند و آن تا امروز از او در ميان دوستان و اولياء او مانده است و همچنين درشتى و ناخوشى و بدخوئى در ميان مخالفان او مانده است و اما زهد در دنيا او سيد زهاد بود و همه زهاد روى اخلاص باو دارند هرگز طعامى سير نخورد و مأكول و ملبوس او از همه كس درشتتر بود نانريزههاى خشك را ميخورد و سر انبان نان را مهر ميكرد كه مبادا فرزندان از روى مهربانى زيت يا روغن بآن بيالايند و جامه را پينه ميكرد گاه بپاره پوستى و گاه بليف خرمائى و پيراهنش كرباس بسيار درشت بود و اگر آستينش دراز بود ميبريد و نميدوخت و رشته رشته بر سر دستش ميريخت تا وقتى كه تمام شود و كم بود كه نان را با خورش ضم كند و اگر گاهى ميكرد نمك يا سركه بود و اگر ترقى ميكرد سبزى بود و اگر از اينهم ترقى ميكرد شير شتر بود گوشت نميخورد مگر گاهى و ميگفت شكم خود را مقبره حيوانات مكنيد و با اين حال قوت و زورش از همه بيشتر بود- از همه بلاد اسلام سواى شام كه در دست معاويه بود اموال پيش او مىآمد و همه را بر مردم قسمت ميكرد و اما عبادت اعبد ناس بود و نمازش از همه كس بيشتر بود و روزهاش از همه كس فزونتر مردم از آن حضرت نماز شب و اقامه نوافل را آموختند و شمع يقين در راه دين از مشعل او افروختند چه توان گفت در عبادت كسى كه يك شمه از آن اينست كه در ليلة الهرير در صفين بين الصفين نطعى برايش گسترانيده بودند و بر آن نماز ميكرد و تير از راست و چپ او ميگذشت و در پيش او بزمين مىآمد و هيچ پروا نميكرد تا از ورد خود فارغ شد و پيشانى نورانيش از طول سجود مانند پاى شتر پينه كرده بود و اگر مناجات و دعوتش را تأمل كنى و از آن تعظيم و اجلال الهى كه در آنها كرده و تواضع و تذلل و خضوع كه نموده ملاحظه نمائى ميتوانى دانست كه چه مقدار اخلاص داشته و از كدام دل بيرون آمده و بر كدام زبان جارى گرديده- از على بن الحسين عليه السّلام كه عبادتش بنهايت رسيده بود پرسيدند كه عبادت تو با عبادت جدت چونست گفت چنانكه عبادت جدم با عبادت حضرت رسالت بود و اما قرائت قرآن او در اين باب مرجع همه بود و همه متفقند بر اينكه در زمان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تمام قرآن را غير او كسى نميدانست و در حفظ نداشت و بعد از آن حضرت اول كسى كه قرآن را جمع كرد و نوشت او بود و اگر رجوع بكتب قرائت كنى دانى كه استادان قرائت همه شاگردان اويند و قرائت همه منتهى باو است و همه پناه باو ميجويند و اما رأى و تدبير رأيش