فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٧٢٩ - 3 وفای به عهد در تفاسیر
در فرهنگ عمید فرموده: وفی (به فتح واو و به کسر فاء و تشدید یاء)؛ یعنی باوفا، به سربرنده عهد و پیمان، کسی که حق بدهد و حق بگیرد. اوفیاء، جمع آن است. وفیات (به فتح واو و به فتح یاء)، جمع وفیات است، و متوفی (متوفا) (به ضمّ میم و فتح تاء و واو و تشدید فاء)؛ فوت شده، مرده، و ایفاء؛ یعنی وفا کردن به عهد، به سر بردن پیمان دوستی، حقّ کسی را تمام دادن، و استیفاء؛ یعنی تمام فراگرفتن، طلب تمامی حق کردن، تمام حق را گرفتن، طلب تمام کردن و همه را گرفتن، و توافی (به فتح تاء و کسر فاء)؛ یعنی با یکدیگر وفا به عهد کردن، باهم تمام کردن. [١] ٣. وفای به عهد در تفاسیر
شیخ طایفه، ابو جعفر محمّد بن حسن بن علی بن حسن طوسی قدّس سرّه در
تفسیر تبیان فی قوله تعالی: «یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ
الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ
وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ» [٢]، در معنای قوله: «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ
بِعَهْدِکُمْ» فرموده: ابن عباس فرموده: به آنچه از طاعتم به شما امر نمودم
و به آنچه از معصیتم شما را نهی نمودم درباره پیامبر صلّی اللّه علیه و
آله و غیر او، وفا کنید، «أُوفِ بِعَهْدِکُمْ»: تا از شما راضی باشم و شما
را در بهشت داخل کنم، و آن را عهد نامید؛ زیرا مقدّم بر آن در کتابهای
پیشین آمده است؛ همچنانکه فرمود: «یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ
أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ
یَعْلَمُونَ» [٣]، و «عهد»، عبارت از عقد بر آنان است، در کتاب سابق، به
آنچه بدان امر شدند و از آن نهی گردیدند. بعضی هم گفتهاند: آن را عهد
نامید، به واسطه تأکید آن به منزله عهد به معنای سوگند است. قال اللّه
تعالی: «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ
لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَکْتُمُونَهُ.» [٤] [٥]
[١]. فرهنگ عمید، ص ١٢٣٤، ١٠٥١، ٢١٤، ١٣٢، ٤٢٦.
[٢]. بقره/ ٤٠.
[٣]. بقره/ ١٤٤.
[٤]. آل عمران/ ١٨٧.
[٥]. تبیان، ج ١، ص ١٨٣.