فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٢٣٣ - 3 عمل صالح در تفاسیر
شیخ طایفه طوسی قدّس سرّه در تفسیر تبیان فی قوله تعالی: «وَ بَشِّرِ
الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی
مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ
رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ
مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیها
خالِدُونَ» [١]، فرموده:
«بشارة»، عبارت است از خبر دادن به آنچه مخبر
به را مسرور میسازد آنگاه که پیشگیرنده بر هر خبری جز خود باشد؛ برای
اینکه دومی بشارت نامیده نمیشود؛ و گفته شده: خبر دادن به آنچه غمآور
است هم بشارت نامیده میشود؛ چنانکه خدای تعالی فرمود: «فَبَشِّرْهُمْ
بِعَذابٍ أَلِیمٍ»،* و سزاوار است که این بشارت بر سبیل مجاز باشد، و آن از
«بشره» که ظاهر پوست است، گرفته میشود؛ چون با اوّلین خبر که به او
میرسد، ظاهر پوستش تغییر میکند. فضل گفته: «جنّة»، به هر بستانی گفته
میشود که در آن نخل است ولو اینکه درختی غیر از آن در آن نباشد، و اگر
درخت انگور بود، به آن فردوس گفته میشود، خواه در آن، درخت غیر انگور باشد
یا نباشد. «مِنْ ثَمَرَةٍ»، «من» زایده بوده و به معنای «کلما رزقوا ثمرة»
است، و «مِنْها»؛ یعنی من الجنات؛ یعنی درختان آن، و تقدیر آن، «کلما
رزقوا من اشجار البساتین الّتی اعدها اللّه للمؤمنین» است، و رمانی گفته:
«من» به معنای تبعیض است؛ چون در هر وقت برخی از میوهها به آنان روزی
میشود، و جایز است که به معنای تبیین صفت باشد، و آن، رزق را که از هر جنس
هست، بیان میکند، و قوله: «هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ»، از ابن
عباس، ابن مسعود و جماعتی از صحابه روایت شده که آن، «الّذی رزقنا فی
الدنیا» است، و «رزق»، عبارت از آن چیزی است که انتفاع از آن بر وجهی صحیح
باشد که احدی از آن منع نکند، و مفضل گفته: آن، مخصوص اقوات؛ یعنی چیزهایی
است که انسان میخورد، و اقوال دیگری هم گفتهاند که قویترین آنها، قول
ابن عباس است که «هذا الذی رزقنا فی الدنیا»؛ زیرا فرمود: «کُلَّما
رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ
قَبْلُ». پس آن
[١]. بقره/ ٢٥.