فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٢١ - 3 عزّت و عزیز در تفاسیر
عزیز شدن، گرامی شدن و ارجمندی. عزیز (به فتح عین)؛ یعنی شریف، گرامی، گرانمایه و ارجمند، اعزاء و اعزّه جمع آن است. [١] اعتزاز، یعنی عزیز شدن، گرامی داشتن. اعزّاء (به فتح همزه و کسر عین و تشدید زاء)، جمع عزیز است. اعز (به فتح همزه و عین و تشدید زاء)؛ یعنی عزیزتر، گرامیتر و ارجمندتر. اعزاز (به کسر همزه)؛ یعنی عزّت دادن، گرامی داشتن و ارجمند کردن. اعزّه (به فتح همزه و کسر عین و تشدید زاء)، جمع عزیز است. [٢] تعزز (به فتح تاء و عین و ضمّ زای مشدد)، یعنی: عزیز شدن، گرامی و ارجمند شدن. تعزیز؛ یعنی عزیز کردن، ارجمند گردانیدن، بزرگ داشتن، توانا کردن. [٣] ٣. عزّت و عزیز در تفاسیر
شیخ طایفه، طوسی قدّس سرّه در تفسیر تبیان فی قوله تعالی: «بَلْ
رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً» [٤]،
فرموده: یعنی، بلکه خدای تعالی مسیح علیه السّلام را به سوی خودش بالا برد و
او را نکشتند و به دار دنیا نیاویختند، لکن خدای متعال او را بالا برد و
او را از کسانی که به او کفر ورزیدند، پاک و طاهر نمود، و قوله: «بَلْ
رَفَعَهُ اللَّهُ»؛ یعنی: او را به موضعی برد که اختصاص به ملک خدای تعالی
دارد و احدی نسبت به آن، چیزی را مالک نیست و آن آسمان است؛ زیرا جایز نیست
که مراد از آن بالا بردن به مکان باشد؛ چون مکان از صفات اجسام بوده و
خدای تعالی منزّه از آن است، و قوله: «وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزاً.»؛ یعنی
خدای تعالی همیشه عزیز است، (غالبی است که هرگز مغلوب نگردد) درحالیکه از
دشمنان انتقام میکشد، مثل انتقام کشیدن او از قومی که به واسطه ظلمشان رعد
و برق آنان را فراگرفت و هلاک شدند، و «حکیما»؛ یعنی خدای تعالی در افعال و
تدبیراتش و در حوادث قضا برای خلقش حکیم است. [٥]
[١]. فرهنگ عمید، ص ٨٢٥.
[٢]. فرهنگ عمید، ص ١٥٤.
[٣]. فرهنگ عمید، ص ٣٩٦.
[٤]. نساء/ ١٨٥.
[٥]. تبیان، ج ٣، ص ٣٨٥.