زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١ - ب) تشخيص صحيح و دقيق حق و باطل
بود، در پزشكي در ضعف بهسر ميبردند، و يا نيروهای طبیعی را بهدرستي نمیشناختند، و يا از آن درست استفاده نمیکردند؛ بلكه اگر جهلی در اينجا وجود داشت، از گونة دیگر و مربوط به رفتارهای ارزشی بود؛ يعني شخص نميدانست كه انجام دادن اين كار خوب است يا نه؟ پاسخ اين پرسشها نهتنها در علوم طبیعی، كه حتی در علوم اجتماعی، به معنای عام آن، نيز ديده نميشود. براي پاسخ به اين پرسشها بايد به دين رجوع كرد؛ چراكه مسائل اخلاقی، ارزشی و همانند آنها در دين پاسخ داده ميشود و هرگونه خللي در شناخت اين مسائل، رسيدن به بصيرت را دشوار ميسازد. براي مثال اين پرسش همواره مطرح بوده است كه اسلام دربارة حکومت چه نظری دارد و چه بايد كرد تا يك حكومت، اسلامی باشد. بهجز آن شيوههايي كه پیشینیان اهل سنت مطرح كردهاند و در زمان خلفای سهگانه هم إعمال شده بود، پاسخ روشنی در جهان اسلام به اين سؤال داده نشده بود. از نظر اهل سنت، به همان روشهايي كه خلفاي راشدين تعیین شدند، بايد مردم خلفاي خود را تعيين كنند؛ مثلاً مردم شورايي چندنفره را انتخاب كنند تا آنان خليفه را برگزينند. اهل سنت اين روشها را به دين نسبت دادند و كار به جايي رسيد كه اکنون، شمار زيادي از آنان ميگويند در زمان حاضر باید همان روش دموکراسی را إعمال كرد و دین هم غیر از این طريق، چیزی نمیگوید. پس طبق نظر اهل سنت، اسلام دموکراسي را میپذیرد و ما بايد به همين شكل عمل كنيم؛ اما شیعه، از همان ابتدا دربارة مسئلة ولايت و حاكميت حساسیت خاصی نشان داده است و اساساً قوام تفکر شیعه به امامت است. بر اساس اين