مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - ١ـ خودسازى، تزكيه و تهذيب نفس
محبوبيت انسان را در بين دوستان زياد مى كند، هم پيشرفت كار او را بهتر مى كند و هم موجب كسب رضايت خداست. پس چه كارى از اين بهتر؟ با عمل به اين نكته اخلاقى، علاوه بر انجام فعاليتها و خدمات علمى، مى توان گام بزرگى در خودسازى برداشت. ارزش اين كارها بيش از ساير كارهاست. ساير كارها وقتى منتج و پربركت مى شود كه از ضميرى پاك صادر شود. اما كارهايى كه از روحهاى آلوده و كثيف سرمى زند بركتى نيز ندارد، گرچه در ظاهر بسيار زرق و برق داشته باشد.
گاهى تصور مى شود كه آنچه آموخته ايم ما را از كسب همه علوم بى نياز كرده است. در حالى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به دستور خداوند در دعاى خود مى فرمايد: «رَبِّ زِدني عِلماً»[١]. انسانى كه يك ميلياردم پيامبر(صلى الله عليه وآله)علم ندارد چگونه مى تواند به علم اندك خود مغرور شود؟ آيا درست است كه روحانى به چند سال درس خواندن خود در حوزه مغرور شود؟ چه دارد؟ چه مقدار آموخته است؟ آيا يك مشت اصطلاح و مطالبى كه احياناً درجه صحت آنها بالا نيست علم است؟ از اين علم تا چه اندازه استفاده كرده ايم؟ چقدر از يقينيات و معارف الهى بهره مند شده ايم و آنها چقدر در عمل ما مؤثر بوده اند؟
بر اساس دستورات اهل بيت(عليهم السلام) انسان بايد ابتدا خود را متهم كند: «اِنَّ الْمُؤْمِنُ لَايُمسي و لايُصْبِحُ اِلَّا وَنَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ ...»[٢] مؤمن در هر صبح و شام خود را متهم مى كند، هر صبح با خود مى گويد: من چقدر عيب دارم! شب با خود مى گويد: چقدر كارهاى نادرستى انجام داده ام! جستجو مى كند تا ببيند كه در كداميك از كارهاى خود عيب داشته است تا آن را اصلاح كند.
[١] سوره طه: ١١٤.
[٢] محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٧٠، ص ٧٨، روايت ١٢، باب ٤٦.