مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٥
بهتر به كار گيريم. بنابراين، نيازى نيست كه به طور تعبّدى از آيات و روايات بر وجوب تحصيل دليلى بياوريم، هر چند روايات بسيارى در اين زمينه وجود دارد.
مرحوم علاّمه طباطبايى(رحمه الله) نقل مى كردند كه «استاد فلسفه ما، مرحوم آقا سيد حسن بادكوبه اى، در نجف، به من گفت: مى بينم كه تو به فلسفه علاقه دارى و مى توانى در اين رشته پيشرفت كنى. لذا به تو سفارش مى كنم كه رياضيات بخوانى. من نيز اطاعت كردم و فردى را در نجف پيدا كردم تا به من رياضيات بياموزد. وى مرحوم آقا سيد ابوالقاسم خوانسارى(رحمه الله) بود. از او خواهش كردم كه براى من يك كلاس درس رياضى بگذارد. ايشان گفت: وقت ندارم، گفتم: هر وقت كه شما بگوييد من حاضرم در درس شما شركت كنم. او گفت: در وقتى كه من معيّن كنم شما نمى توانيد بياييد. مجدداً تأكيد كردم كه هر وقتى را شما بگوييد خدمت شما مى آيم. چون استاد ما گفته است كه رياضيات بخوانيد هر طور شده مى خواهم رياضيات بخوانم. وى گفت: من فقط ظهرها وقت دارم.» معمولا كسانى كه اهل نجف هستند در تابستان، به علت گرمى هوا، از ساعت ٩ صبح به سرداب مى روند درحالى كه فردى مثل مرحوم علاّمه طباطبايى، كه در هواى خنك تبريز بزرگ شده است، اگر بخواهد هر روز ظهر از محله حويش نجف تا محله جديده پياده برود و، پس از طى اين مقدار مسافت در درس رياضيات شركت كند كار مشكل و طاقت فرسايى است. مرحوم علامه طباطبايى(رحمه الله) مى فرمودند: «هر روز، براى شركت در اين كلاس، عرق سرم به پاشنه پايم ميرسيد.» اينگونه بود كه بالاخره علاّمه شد.
سلاح روحانى علم است و علم در كتاب و بحث. البته علم معنوى، كه