مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٩
آنها گفته نمى شد كه «اِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وزَن مِدادُ العُلَماءِ بِدِماءِ الشُّهَداءِ فَيُرجَحْ مِدادُ العُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهِداءِ»[١] و احاديثى از اين قبيل.
اين فضايل براى عالمى است كه مجاهدانه تلاش كند و كار خود را جهادى فرهنگى بداند، نه يك حرفه و شغل و راه كسب معيشت و درآمد. اگر انگيزه روحانى مادى و دنيوى باشد و روحانى بودن را يك شغل تلقّى كند هرگز نمى تواند وظيفه مقدّسى را كه بر دوش اوست بدرستى انجام دهد. علماى گذشته با فقر شديد زندگى مى كردند و حاضر نبودند كه دامان پاك روحانيت را به ماديت نامشروع بيالايند. اگر روحانى علم لازم را تحصيل كند و آنچه را مورد نياز جامعه است بياموزد، شيوه صحيح تبليغ دين را فراگيرد، قلب خود را به زينت تقوى بيارايد، نيت خود را براى ترويج اسلام پاك كند، هر لحظه اى از عمر او ثواب شركت در جهادى عظيم خواهد داشت و در آن صورت است كه «يُرْجَحْ مِدادُ العُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهداءِ»[٢] خواهد بود.
روحانيون بايد دوستان، نزديكان و جوانانى را كه به دبيرستان مى روند، از استعداد خوبى برخوردارند و اصالت خانوادگى دارند تشويق كنند تا طلبه شوند، چون اسلام و جامعه به اسلام شناس نيازمند است و در اين زمينه، به قدر كافى متخصّص نداريم. هر وقت در جامعه ما به قدركافى عالم وجود داشت نوبت به كارهاى ديگر مى رسد.
البته بعضى از افراد مشكلات خانوادگى دارند، نمى توانند با زندگى طلبگى بسازند، يا استعداد چندانى ندارند و نمى توانند به قدر كافى پيشرفت كنند امّا اگر استعداد آنها از حدّ متوسط پائين تر نباشد و قدرت
[١] محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٢، باب ٨، ص ١٦، روايت ٢٥.
[٢] همان.