مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - ٣ـ لزوم رشد كمّى و كيفى روحانيت
باره نيازى به استدلال به آيات و روايات نيست. وقتى به اين مقصود توجه كرديم، حتى اگر از سوى خداوند هم امرى صادر نمى شد بر ما لازم بود كه در راه تحقق بخشيدن به اين غرض و نيل به سعادت و كمال كوشش كنيم. بنا بر اصلى در علم اصول، اگر عبد از غرض مولا اطلاع داشته باشد، حتى اگر به او امر نكند، بايد در راه تحقّق غرض او بكوشد[١]. وقتى توجه داشته باشيم كه مقصود از خلقت و بعثت انبيا اين بوده كه انسانها راه سعادت و كمال را پيدا كنند، كسانى كه به سعادت نرسيده اند گمراهند لذا بايد از طريق بندگى خداى متعال و اطاعت از دستورات او به اين مرحله برسند. به دليل عقلى صريح و غير قابل تشكيك، همه موظفند كه در اين راه تلاش كنند. بر اساس روايات متعدد، از جمله: «اِنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأَنبِياءِ»[٢] و «اللّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفائي...»[٣]، تنها روحانيت است كه مى تواند انسانها را از گمراهى نجات دهد و اين وظيفه اى است كه بر عهده علما بوده و هست.
٣ـ لزوم رشد كمّى و كيفى روحانيت
امروز جامعه ما براى تأمين نيازهاى دينى و فرهنگى خود به روحانيون متعّهد، كارآمد و تحصيل كرده بيش از تعداد موجود نيازمند است. روحانيت بايد از نظر كمّيت رشد قابل توجهى داشته باشد تا بتواند نيازهاى داخل كشور و بلكه سراسر عالم را تأمين كند. در هر كشور كم و بيش پيشرفته و متمدن، تقريباً به نسبت هر هزار نفر يك پزشك در نظر
[١] ر. ك. به: آخوند خراسانى، كفاية الاصول، ج ١، مبحث الاجزاء.
[٢] شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٧، باب ٢٨، ص ٧٨، روايت ٢٣٢٤٧.
[٣] شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٧، باب ٨، ص ٩١، روايت ٣٣٤٩٥.