مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٩ - فلسفه
و شبهات مربوط به عقايد خواهيم شد كه پاسخگويى در بين روحانيت و حوزه هاى علميه ندارد. اگر سؤال شود كه فلسفه تحليل زبانى و پوزيتيويسم يعنى چه و از چه مسائلى بحث مى كند جز عده معدودى از آن اطلاع ندارند. با اين حال، چگونه مى توان با انواع مكاتب فلسفى مبارزه كرد؟
الف. اهميت فلسفهاز آنجا كه، از يك سو، اصليترين اعتقادات ما قبول مبدأ هستى است و از سوى ديگر، وجود واجب الوجود اثبات نمى گردد مگر از راه عقل، درمى يابيم كه در مرتبه نخست، براى شناخت مسائلى كه تنها راه معرفت به آنها از طريق عقل ممكن است، بايد به عقل مراجعه كرد مانند مسائل مربوط به خداشناسى، ردّ شبهات منكران خدا و افكار و تصورات غلط درباره خدا، مانند اينكه خدا را عين طبيعت، روح طبيعت، قوانين رياضى عالم و امثال آن معرفى مى كنند.
علمى كه اينگونه مسائل عقلى در آن مطرح مى شود فلسفه نام دارد. بنابراين، اولين علمى را كه بايد براى پاسخگويى به نيازهاى عقيدتى فرا گرفت فلسفه است. مراد از اين سخن آن است كه فلسفه نه بر حسب زمان، بلكه بر حسب رتبه عقلى بر ساير علوم تقدم دارد زيرا چه بسا آموزش را بايد از ادبيات شروع كرد. اما چون مرتبه خداشناسى مقدم است. از نظر مرتبه و ترتيب منطقى تأكيد مى شود كه آموختن فلسفه تقدم دارد.
فلسفه پايه معلومات عقلى است هر چه را بخواهيم با عقل اثبات كنيم، مثل اصول اوليه اعتقادات، توحيد، نبوت، صفات حق تعالى و معاد، ريشه فلسفى دارد.