مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٤ - الف نقايص و كمبودها
مى پرداختند تا آخرين سخنانى كه در باره روحانيت داشتند، هميشه سفارش مى كردند كه روحانيت بايد از دنياگرايى منزّه باشد و بايد زندگى روحانى ساده باشد.
روحانيت بهواسطه اسلام مورد احترام است و اهانت به روحانيت نشانه اى از بى توجهى نسبت به دين است. پس روحانى بايد به شكلى زندگى كند كه رفتار او منطبق با دستورات دينى باشد، نه آنكه مردم بر رفتار او علامت سؤال بگذارند: «فلان آقا خانه ده ميليونى را از كجا آورده است؟ قاليچه ابريشمى چند ده هزار تومانى از كجا آمده است؟» و سخنانى از اين قبيل. وقتى وضع چنين شد روحانيت چه پاسخى خواهد داشت؟
بايد از خود انتقاد كرد و خود را در برابر همه مردم دانست، نه آنكه زندگى خود را با مردم يا با پدر، برادر و بستگان سنجيد. در اين زمان، كه بتازگى كشور از زير بار جنگ تحميلى بيرون آمده است و اين همه مسائل و مشكلات وجود دارد، اگر روحانى به فكر زرق و برق زندگى خود باشد، آيا مردم به او علاقه مند مى شوند؟ آيا بهوسيله او به اسلام گرايش پيدا مى كنند؟ يا بعكس، به دليل رفتار نابجاى او، از اسلام و انقلاب روى گردان مى شوند؟
متأسفانه بسيارى از افراد حاضر نيستند نقص خود را بپذيرند و هميشه سعى مى كنند كه تقصير را به گردن ديگران بياندازند. اين عامل اصلى انحطاط است. اين خودخواهى ها، چه فردى و چه گروهى و صنفى، اولا، مانع مى شود كه انسان از خود انتقاد كند و عيوب و نقايص خود را بشناسد ثانياً، اگر كسى هم انتقاد كند مانع از آن مى شود كه انتقادات بجا را بپذيرد. در نهايت، اين خودخواهيها مانع از اصلاح نقايص مى شود.