مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠١ - فلسفه
ماوراى حس تعلق نمى گيرد. روحانيت در مقابل اينگونه عقايد، به چه تمسك مى جويد؟ به قرآن يا حديث؟ آنها خدا را قبول ندارند، تا چه رسد به كلام پيامبر او(صلى الله عليه وآله).
امروز مردم بسيارى از كشورها، كه آنها را به عنوان مسيحى مى شناسيم، در باطن، ملحد و منكر خدا هستند. آنها، به قول معروف «مسيحى شناسنامه اى» هستند وگرنه هيچ اعتقادى به خدا ندارند. به ظاهر، در فلان كشور، چند ميليون مسيحى وجود دارد ولى اگر بررسى شود هيچ يك از آنها اعتقادى به خدا ندارند.
امروزه شبهات الحادى، به شكل وسيعى، در دنيا گسترش پيدا كرده است. حتّى در دانشگاههايى كه از سوى كليسا اداره مى شود، مطالبى را مطرح مى كنند كه لازمه آنها انكار وجود خدا و اديان و وحى و همه اصول اعتقادى دينى است. ما در چنين وضعيتى قرار داريم و با چنين مردم و چنان مكتبهايى مواجه هستيم.
البته ما در كشور خود، بحمداللّه از نعمت اسلام برخورداريم و اگر قبل از انقلاب نيز شبهاتى وجود داشت بسيارى از آنها به بركت فرمايشات امام خمينى(قدس سره) و ديگر بزرگان، از اذهان جوانان ما زدوده شده است ولى با توجه به تبليغاتى كه دشمنان ما در خارج و داخل كشور مى كنند، چه ضمانت بقايى براى اسلام و انقلاب وجود دارد؟
در اين زمينه ها، بايد عقل را به كار گرفت تا با تفكر بيشتر و موشكافى دقيقتر، قدرت تعقل را بالا ببريم. اين كارى ضرورى است، بلكه از آموختن فقه نيز واجبتر است چون مربوط به اصل عقيده است. و اين تلاش فكرى همان چيزى است كه آنرا «فلسفه» مى ناميم. اگر در علم كلام هم استدلال عقلى موجود است آن استدلال فلسفى است چون بر طبق