مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٤ - ٤ـ زهد و ساده زيستى
عملا و تعمّداً اين كار را مى كردند تا ديگران نيز ياد بگيرند، نه آنكه غير از اين برايشان ميسّر نبود. در پيامهايى نيز كه به روحانيون مى دادند، تأكيد مى كردند كه دنبال رفاه نباشند و خانه هاى بزرگ و ساختمانهاى مجلّل تهيه نكنند. پس از انقلاب نيز در فرصتهايى كه پيش مى آمد، مكرّر اين موضوع را تأكيد مى كردند.
اين نكته بسيار اهميت دارد: روحانى كه طبيب دردهاى دنياپرستانه مردم است، اگر خود به دنيا آلوده باشد مورد اعتماد آنها نخواهد بود و مردم احساس مى كنند كه اين طبيب از خود آنها مريضتر است. اگر، خداى نكرده، اعتماد جامعه از روحانى سلب شود و مردم اين چوپان را گرگى بدانند كه به جان جامعه افتاده است اين درد را هيچ دارويى مداوا نخواهد كرد. روحانى، در جامعه اعتقادى، فرهنگى و اسلامى، در حكم يك چوپان نسبت به گله است. اگر گله تصور كند كه چوپان، خود، گرگ است هرگز به او اعتماد نخواهد كرد. اگر اعتماد جامعه از روحانى سلب شود به جهت مخالف گرايش خواهد كرد و اميد و تضمينى نخواهد بود كه روحانيت بتواند نقش خود را به طور صحيح در جامعه ايفا كند.
در بيان رابطه ميان دنيا و آخرت، على(عليه السلام) اينگونه تشبيه مى فرمايد: «الدُّنيا و الآخِرَةُ ضَرَّتانِ»[١] دنيا و آخرت بسان دو هبو با يكديگر جمع نمى شوند. براى دنيا و آخرت تشبيهات فراوان ديگرى نيز ذكر شده است. از اين تشبيهات معلوم مى شود كه جمع بين معنويات و كمالات اخروى و سعادت ابدى با دنياخواهى كارى دشوار است.
اصولا كسى كه معنويات را مقصود خود قرار داده است نبايد امور
[١] ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ١٩، باب ٣٧٣، ص ٢٩٢.