مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - ١ـ خودسازى، تزكيه و تهذيب نفس
وجود دارد اين است كه انسان ابتدا در صدد انتقاد از خود برآيد. اگر هر كسى گناه را به گردن ديگران بيندازد هيچگاه حركتى انجام نخواهد شد. اگر آن روز كه نهضت روحانيت شروع شد مردم گناه وضعيت موجود را به گردن ديگران مى انداختند و مى گفتند كه دربار ستمشاهى باعث اين وضع شده است و به ما ربطى ندارد دانشگاه ما اسلامى نيست، چون دست استعمار در كار است در ادارات و سازمانها ظلم و ستم رايج است، چون عوامل و مزدوران بيگانه در آنجا هستند ... هيچ تحولى انجام نمى گرفت و بايد منتظر مى شديم تا دربار ستمشاهى، هيأت دولت و كارگزاران امور خود اصلاح شوند و استعمارگر خود از اين كشور دست بردارد كه البته هيچگاه چنين اتفاقى نمى افتاد. اما هنگامى كه مردم در سايه رهبرى حضرت امام خمينى(قدس سره) احساس مسؤوليت را آموختند و دانستند كه نبايد گناه وضعيت موجود را فقط به ديگران نسبت دهند نهضتى با آن عظمت ايجاد شد و به پيروزى رسيد.
پس اولين اصل شروع از خود است. اگر مشكلى وجود دارد بايد بينديشيم كه آيا ما نيز در حدوث يا بقاى آن سهمى داريم، آيا مسؤوليتى متوجه ما نيز هست يا اينكه فقط ديگران مسؤولند. به عبارت ديگر، انسان بايد خود را براى سؤالهايى كه از او مى شود آماده كند. روز سؤالى هست و از همه سؤال خواهد شد. بايد ببينيم كه در آن روز، در مقابل سؤالهايى كه از ما مى شود، جوابى داريم يا خير. اگر چنين روحيه اى در ما به وجود بيايد كليه مشكلات حل خواهد شد. اما اگر قرار باشد كه هر وقت مشكلى پيش مى آيد، هر كس تقصير را به ديگرى نسبت دهد و بگويد كه بايد به دست فلان كس يا فلان ارگان و فلان اداره حل شود و به اين شكل از زير بار مسؤوليت شانه خالى كند، پيشرفتى نخواهيم داشت. لذا به