در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - « ضعف شناخت» و « خودباختگى» عواملى مهم در انحراف هاى جامعه اسلامى
را براى خودش حل كرده باشد، اما وقتى مىبيند ساير مردم به طرف ديگر مىروند او هم دنبال آنها به راه مىافتد.
ضعف شخصيت و ضعف بينش غالباً با هم هستند و بايد با آنها مبارزه كرد. يكى از وظايف اجتماعى و واجبات و معروفهايى كه بايد به آن امر و براى تحقق آن تلاش كنيم، اين است كه بايد سعى كنيم آگاهى مردم را بيشتر كنيم و كارى كنيم كه خود احساس شخصيت كنند. بايد آنها را تشويق كنيم كه براى هر مسألهاى خودشان فكر كنند و براى كارى كه انجام مىدهند بين خود و خدايشان حجت داشته باشند. صِرف اين نباشد كه چون به كسى حسن نظر دارند، به دنبال او راه بيفتند. حتى ممكن است كسى در لباس روحانيت باشد اما دچار انحرافها و خطاهاى بزرگ گردد. اين كه كسى روحانى است يا شخصيت بزرگى است، نزد خداى متعال حجت نمىشود. روز قيامت هر كسى بايد جواب اعمال خودش را بدهد. در روز قيامت عدهاى كه با انبيا مخالفت كرده اند، خواهند گفت كه شخصيتها و بزرگانمان ما را فريب دادند؛ ولى از آنها نمىپذيرند و به جهنمشان مىبرند:
يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ. وَ قالُوا رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلاَ؛١روزى كه چهره هايشان را در آتش زير و رو مىكنند، مىگويند: «اى كاش ما خدا را فرمان مىبرديم و پيامبر را اطاعت مىكرديم». و مىگويند: «پروردگارا ما رؤسا و بزرگان خود را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند.»
[١] احزاب (٣٣)، ٦٦ ـ ٦٧.