در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - گفتار هشتم
اميرالمؤمنين(عليه السلام) اين درخواست را قبول مىكرد و سهم آنها را از بيت المال بيشتر از ديگران قرار مىداد و در عوض از بروز جنگ و خون ريزى جلوگيرى مىكرد؟ دست كم آن حضرت مىتوانست ابتدا پيشنهاد آنها را به ظاهر قبول كند، ولى در عمل، با آوردن بهانههايى از اجراى آن طفره برود و در اين بين سعى كند راهى براى برون رفت از اين معضل پيدا كند.
دومين خواستهاى كه طلحه و زبير مطرح كردند درخواست پست و مقام بود. زبير خواستار حكومت عراق بود و طلحه حكومت يمن را مىخواست. در مورد اين خواسته نيز ممكن است به ذهن بيايد براى اين دو پست چه كسى بهتر از زبير و طلحه بود؟ زبير پسر عمه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و على(عليه السلام) بود و سوابق درخشانى در جنگها و مجاهدتها داشت. از اين رو مناسب بود حضرت على(عليه السلام) حكومت عراق را به زبير واگذار مىكرد و اگر تخلفى از او صادر مىشد آن گاه وى را مؤاخذه مىنمود. طلحه نيز حكومت يمن را از آن جهت مىخواست كه يكى از بستگانش در آن جا از طرف عثمان عامل بود و ثروتى هنگفت به هم زده بود (كه با همين ثروتش هزينه جنگ جمل را نيز تأمين كرد). اگر حضرت على(عليه السلام) اين حكومت را هم به طلحه مىداد چه مىشد؟ نهايت اين بود كه طلحه مىرفت و با تصرف نامشروع در بيت المال، مقدارى مال حرام جمع مىكرد؛ اما بهتر از اين بود كه اين همه خونهاى مردم ريخته شود!
از اين رو بر اساس اين تحليل، سياست اقتضا مىكرد كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) ابتدا با طلحه و زبير مماشات كند. هم چنين اقتضاى عقل سياسى اين بود كه حضرت تا مستحكم شدن پايههاى حكومت فرد به معاويه اجازه دهد تا در گوشهاى دور از مركز اسلام ـ در شام و سرحدّات