در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٣ - ملاك حب و بغض در اسلام
مال و مقام به ديگران خدمت كند و از آنها به عنوان وسيلهاى براى عبادت استفاده كند. اگر اين گونه باشد، مال و مقام مطلوب است و بهره گرفتن از آن ايرادى ندارد.
نبايد فراموش كنيم كه سنّت الهى بر اين قرار گرفته است كه همه انسانها امتحان شوند، و هيچ كس از اين امر استثنا نيست. گاهى برخى افراد ساده دل مىگويند: چرا بعد از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) خداوند مقدمات را به گونهاى فراهم نياورد كه حضرت على(عليه السلام) خليفه شود و چرا با معجزهاى از على(عليه السلام) حمايت نكرد؟ اين سخنان از سر ساده انديشى و از اين رو است كه به حكمت خداوند توجه نداريم. خداى متعال اين عالم را براى امتحان من و شما آفريده است: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ؛١ با اين وجود آيا ممكن است از امتحان منصرف شود؟ البته مقصود خداوند از امتحان انسانها اين نيست كه از باطن آنها آگاه شود. خداوند از درون همه ما مطلع است. مقصود خداوند از امتحان، فراهم كردن زمينه براى انسانها است تا هركس جوهره خود را نشان دهد و آگاهانه راهى را انتخاب كند. از اين رو بايد شرايط به گونهاى مهيا شود كه هر كس بتواند با شناخت كافى راهى را انتخاب و با اراده خود از اوامر و نواهى خداوند اطاعت و يا با آنها مخالفت نمايد. اگر راه مخالفت بسته شود و فقط امكان پيروى از حق و حقيقت وجود داشته باشد، در اين صورت امتحان معنى ندارد و مؤمن واقعى از منافق، و نيز درجات ايمان افراد مختلف بازشناخته نمىشود.
[١] ملك (٦٧)، ٢.