صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩١
دنیا وجود داشته که یک انقلابى بشود و اینهمه روزنامه داشته باشد. همه روزنامهها را مىبستند و یک، تنها یک روزنامه ارگان خود حزب مثلاً یا خود دولت را مىگذاشتند باشد کجاى دنیا اینطور آزادى به مردم داده بودند که به مجرد اینکه انقلاب پیروز بشود همه به میدان بیایند و هر چه مىخواهند به هر کسى بگویند و تا پنج شش ماه هم هیچ کس به کسى حرف نزد تا فهمیدند به اینکه اینها دستهاى هستند در داخل که با خارج مرتبط هستند و بر ضد کشور و مصالح کشور دارند عمل مىکنند. باز هم ما بگوئیم که شما آزادید؟! به واسطه کلمه آزادى باید حدود آزادى آن چیزى باشد که ملت مىخواهد، نه آنى که به خلاف ملت آدم آزاد است. خوب من آزادم، یک تفنگ هم دستم است بزنم یک کسى را بکشم، این چه آزادى است؟ آزادى موازین دارد و بحمدالله شما اینطور که من تا حالا دیدهام و حرف شما را شنیدهام از روى میزان حرف مىزنید، حالا که در مؤسسه اطلاعات وارد شدهاید باز هم همان میزان که از آزادى پیش شما هست و همان میزان که در نشریات مىباشد که نشریات در خدمت این ملت باشد، نه نشریات برضد ملت، با کمال قدرت و پشتکار مشغول شوید و شما قدرتش را دارید. به شما کسى نمىتواند بگوید مرتجع هستید. دیگران اگر یک وقت بخواهند یک کارى بکنند، ممکن است ارباب قلم یک همچو حرفى را به او بزنند، اما نسبت به شما نمىتوانند این حرف را بزنند. شما با قدرت عمل کنید و این عناصرى که بر ضد نهضت و انقلاب و مصالح کشورند تصفیه و پاکسازى کنید. خداوند انشاءالله شما را موفق کند.