انسان و ایمان
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
انسان و ایمان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
عجبا با اینکه ویلدورانت اعتراف میکند که خلاء موجود در درجه اول یک " خلاء آرمانی " است ، خلاء است در ناحیه مقاصد و غایات و آرمانها ، خلاء است که به پوچیگرائی منتهی شده است ، با اینکه تصدیق میکند که این خلاء ، خلاء نوعی تفکر و نوعی ایمان به مقاصد و اهداف انسانی است ، با همه اینها میپندارد که با هر نوع معنویتی هر چند از حدود قوه تخیل تجاوز نکند چاره پذیر است ، میپندارد سرگرمی به تاریخ و هنر و زیبائی و شعر و موسیقی قادر است چنین خلاء را که از عمق فطرت آرمانخواه و کمال مطلوب جوی انسان ناشی میشود پرکند .
جانشینی علم و ایمان
دانستیم که علم و ایمان نه تنها با یکدیگر تضادی ندارند بلکه مکمل و متمم یکدیگرند اکنون پرسش دیگری مطرح است : آیا ممکن است ایندو جای یکدیگر را پر کنند ؟ پس از آنکه شناختیم نقش علم چیست و نقش ایمان چیست ، نیاز چندانی به طرح و پاسخ این پرسش نیست بدیهی است که نه علم میتواند جانشین ایمان گردد که علاوه بر روشنائی و توانائی ، عشق و امید ببخشد ، سطح خواستههای ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اینکه ما را در رسیدن به مقاصد و هدفها و در پیمودن راه به سوی آن مقاصد و اهداف مدد میدهد ، مقاصد و آرمانها و خواستههائی از ما را که به حکم طبیعت و غریزه بر محور فردیت و خودخواهی است از ما بگیرد و در عوض ، مقاصد و آرمانهایی به ما