مبانى انديشه اسلامى(2)

مبانى انديشه اسلامى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧

فرمود: يا على! چون ملك‌الموت براى گرفتن جان كافر بيايد، سيخى از آتش همراه اوست كه روح كافر را با آن، چنان بيرون مى‌كشد كه دوزخ صيحه و فرياد مى‌زند. على (ع) برخاست و در بستر خويش نشست و عرض كرد: يا رسول‌اللَّه! اين سخن را تكرار كن. من درد خود را از شنيدن آنچه فرمودى، فراموش كردم. سپس عرض كرد: آيا از امت شما هم كسى اين گونه جان مى‌دهد؟ رسول گرامى (ص) فرمود: بله! پادشاه ستمگر، خورنده مال يتيم و كسى كه شهادت دروغ مى‌دهد. «١» مشاهدات محتضر در واپسين لحظه‌هاى حيات، پرده از پيش چشم انسان كنار مى‌رود و او حقايقى را مى‌بيند و درك مى‌كند كه تا آن روز نديده و درك نكرده است. برخى از اين حقايق و مشاهدات از اين قرارند:
١. ديدن فرشته مرگ‌ از فرشتگان مقرّب خدا، ملك‌الموت يا عزرائيل است كه از طرف خداوند مأمور گرفتن جان انسان‌ها و زدن مهر پايان بر زندگى آنان است. انسان‌ها- اعم از مؤمن و كافر- در لحظه مرگ، فرشته مرگ را مى‌بينند، امّا چهره او براى افراد، متفاوت است. مجرمان و گنه‌كاران، او را به صورتى وحشتناك و مؤمنان اهل طاعت وى را با چهره‌اى زيبا و نورانى مشاهده مى‌كنند؛ چنان كه نقل شده است:
روزى حضرت ابراهيم خليل (ع) به ملك‌الموت گفت: به من نشان بده كه براى قبض روح بدكاران به چه شكلى حاضر مى‌شوى؟ ملك‌الموت گفت: طاقت ديدن مرا به آن شكل ندارى! حضرت اصرار كرد. ملك الموت به وى گفت: روى برگردان! حضرت ابراهيم روى خود را برگرداند و پس از لحظه‌اى به او نگريست. مردى را ديد سياه‌چهره، با مويى آشفته و بدبويى را كه لباسى سياه پوشيده و دود و آتش از دهان و حفره‌هاى بينى او زبانه مى‌كشد.
حضرت ابراهيم (ع) از ديدن اين منظره مدهوش شد. چون به هوش آمد، ملك‌الموت را به‌