خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٧٢
توجه داشت كه برخورد با ايشان بايد با رعايت شرايط و مراتب امر به معروف و نهى از منكر باشد و از برخوردهاى خشن و يدى كه منوط به اخذ اجازه از حاكم شرع و نظام اسلامى است پرهيز گردد.
در خصوص اقداماتى كه مردم مىتوانند در تعامل با اين جريانات بدان دست زنند، مىتوان به گفتگوى سازنده و انتقادى با ايشان به منظور روشنگرى و بازگرداندن فريب خوردگان، شركت نكردن در جلسات و تجمعات ايشان، هوادارى نكردن و عضو نشدن در تشكيلاتهاى مربوط به اين جريانات، عدم اقبال به آنان در جريان انتخابات و مواردى از اين دست اشاره نمود.
و اما وظيفه نظام اسلامى در قبال اين جريانات اين است كه ضمن حفظ هوشيارى و مراقبت از فعاليتهاى ايشان، از دايره صبر و تحمل و مدارا با ايشان خارج نگردد و حتى الامكان نسبت به تأمين حقوق اساسى ايشان از قبيل امنيت، آزادى و رفاه اقدام نمايد. چنان كه در تاريخ اسلام مىخوانيم كه برخى افراد در زمان پيامبر اكرم (ص) پيشنهاد به قتل رساندن و اعدام منافقان را داشتند كه با مخالفت آن حضرت مواجه مىشد؛ حتى در يك مورد، فرزند عبداله بن ابى كه سر دسته ايشان در مدينه بود، از آن حضرت در خواست كرد كه پدرش را به قتل رساند. حضرت با رد درخواست او، فرمود:
با او مدارا مىكنيم و تا با ما باشد با او به نيكى رفتار مىكنيم. «١» در تاريخ امام على (ع) نيز آمده است كه آن حضرت بارها درباره خوارج كه با گسستن پيوندهاى ولايت به جريان غير خودى تغيير ماهيت دادند، مىفرمود:
ما آنان را از غنايم محروم و از ورود به مساجد ممنوع نمىسازيم و نيز آنان