خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت

خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٢٧

كه همه بد مى‌فهمند و يا اصلًا نمى‌فهمند و همگان راه خطا مى‌روند و همه جهنمى هستند. «١» مارقين داراى روحيه‌اى مبارزه جو و فداكارانه بودند و در راه عقيده خويش سرسختانه و به قصد قربت مبارزه مى‌كردند. افرادى جاهل و فاقد بصيرت و اهل لجاجت و كثرت بحث و جدل بودند.
اين گروه كه بعد از جريان معروف حكميت در جنگ صفين، شكل گرفت، ابتدا آرام بودند و دست به انتقاد و اعتراض عليه حكومت امام على (ع) مى‌زدند؛ از جمله اينكه در نماز جماعت به امام على (ع) اقتدا نمى‌كردند؛ زيرا او را كافر مى‌پنداشتند و خواهان توبه آن حضرت از عمل ناكرده بودند. اما بعدها كه از توبه على (ع) مأيوس شدند، روش خود را تغيير داده، وارد فاز خشونت و نظامى‌گرى شدند و جنگ نهروان را به راه انداختند. سرانجام اين جنگ، شكست جريان مارقين و كشته شدن تعداد زيادى از ايشان بود.
البته در مقابل جريانهاى غيرخودى ياد شده در تاريخ اسلام، افراد و جريانهايى نيز بودند كه جبهه «خودى» را در زمان پيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) تشكيل مى‌دادند؛ همانهايى كه مرگ و شهادت آنان موجب غم و اندوه اين دو بزرگوار مى‌شد. «٢» امام على (ع) در يكى از خطبه‌هايش، اين اندوه خود را اين چنين وصف مى‌فرمايد:
كجا هستند برادران من، همان‌ها كه سواره به راه مى‌افتادند و در راه حق‌