خودى و غير خودى از منظر كتاب و سنت - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٢٣
٣- در شأن نزول آيات ٦٤ تا ٦٦ سوره توبه آمده است: گروهى از منافقان در يك جلسه سرّى، براى قتل پيامبر (ص) توطئه كردند كه پس از مراجعت از جنگ تبوك در يكى از گردنههاى سر راه به صورت ناشناس كمين كرده، شتر پيامبر (ص) را رم دهند، و حضرت را به قتل برسانند.
خداوند پيامبرش را از اين نقشه آگاه ساخت، و او دستور داد جمعى از مسلمانان مراقب باشند و آنها را متفرق سازند، هنگامى كه پيامبر اكرم (ص) به آن گردنه رسيد، عمار مهار مركب پيامبر (ص) را در دست داشت، «حذيفه» از پشت سر آن را مىراند. در اين هنگام، گروه منافقان كه گويا صورتهاى خود را پوشيده بودند فرا رسيدند، پيامبر (ص) به حذيفه فرمود: به صورت مركبهاى آنها بزن و آنها را دور كن، حذيفه چنين كرد. «١» پيامبر اكرم (ص) در طول حيات خويش، برخوردهاى مختلفى را با اين جريان غيرخودى انجام داد كه در جاى خود بايد مورد مطالعه قرار گيرد.
در اين بخش از تاريخ اسلام در كنار وجود جريان غير خودى منافقان، عناصر فريب خوردهاى نيز به چشم مىآيند كه در مقاطعى از حيات خويش، با محاسبات سادهلوحانه، دست به اقدامات هنجار شكنانهاى زده و تا مرز غير خودى شدن نيز رفتند و بازگشتند. يكى از اين افراد، «حاطب بن ابى بلتعه» است.
غالب مفسران تصريح كردهاند كه نهمين آيه شريفه سوره ممتحنه كه مؤمنان را از دوستى با دشمنان بر حذر مىدارد، درباره «حاطب بن ابى بلتعة» نازل شده است. جريان چنين بود كه زنى به نام «ساره» كه وابسته به يكى