هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٧٧

٢٠. برقرارى روابط اجتماعى نوين‌ آتش جنگ ميان مسلمانان و دشمنانشان به سبب ناكامى وسائل صلح‌آميز، زبانه كشيد در حالى كه هدف اساسى جنگ در هر يك از مراحل خود، برقرارى صلح است. صلحى پايدار و هميشگى كه پايه‌هاى آن ثابت و استوار است.
نخستين پايه اين صلح، محقق ساختن عدالت ميان قوه حاكمه و قوّه محكومه است. ميان نيروهاى فاتح و ملتهايى كه كشورهايشان فتح شده است. ابوبكر صورت‌هاى اوّليه اين روابط را در وصيت خود اين‌گونه ترسيم كرده است.
شما را به ده چيز سفارش مى‌كنم آنها را از من به خاطر بسپاريد- خيانت مكنيد، تجاوز از حدّ منماييد، خدعه و نيرنگ مزنيد، كسى را مُثله مكنيد (اندام كسى را قطع مكنيد)، كودكان كوچك و مردان سالخورده را مكشيد، نخل خرمايى را نابود مكنيد و آن را به آتش مسوزانيد، درخت بارور را قطع مكنيد، گوسفند و گاو و شتر را مگر جهت خوردن مكشيد و به زودى به كسانى برخورد خواهيد كرد كه با فراغت خاطر در معبدهاى خود مشغول عبادت هستند با آنان كارى نداشته باشيد. «١» عمر نيز با پيروى از همين سفارشات به فرمانده خود سعد بن ابى‌وقاص چنين وصيت مى‌كند:
خانه‌هايشان (سربازان) را از روستاهاى اهل صلح (كسانى كه با ايشان صلح كرده‌اى) و اهل ذمّه بركنار كن. نبايد كسى از يارانت داخل آنها شود مگر آنهايى كه به ديانتشان اعتماد دارى. هيچ كس نبايد از آنها چيزى بربايد چون آنان (اهل صلح و ذمه) محترم هستند و شما عهده‌دار وفا به آن مى‌باشيد همچنان كه ايشان عهده‌دار پايدارى بر