هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٦٠

لشكرگاه بشناسند. لازم است حركت و اتراقشان زير پرچم‌ها و در مراكز خود باشد. فرماندهان بايد افراد تحت امر خود را در هر يك از قسمت‌هاى ميمنه، ميسره، قلب، ساقه و طليعه بشناسند تا سپاهيانت در هر يك از اين قسمت‌ها كه بخواهى جاى گرفته باشند. در طى مسافت مانند يك لشكر به هم پيوسته باشند و بر خيل دشمن چون يد واحد بوده و احتياطهاى لازم را اتخاذ كرده باشند.
ج. طلايع (پيشتازان):
لشكر به هنگام عمل، به چند بخش تقسيم مى‌شد:
طلايع، مقدمه‌ها، جناح‌ها و مؤخره (ساق). قسمت اصلى سپاه در ميان اين مجموعه قرار مى‌گرفت. مسائل ادارى سپاه پيش از مؤخره قرار داشت و وظيفه نگهبانى از آن به عهده مؤخره سپاه بود.
نحوه كار نيروهاى گشتى پيشتاز؛ اكيپ گشتى به مسافت كافى پيشاپيش نيروهاى سپاه حركت مى‌كند و وظايفش عبارتند از:
١. تأمين سلامتى سپاه در برابر غافلگيرى‌هاى دشمن.
٢. مقابله با نيروهاى كوچك دشمن.
٣. دادن فرصت مناسب به نيروهاى اصلى سپاه براى وارد عمل شدن، در صورتى كه دشمن در هجوم خود نيروهاى زيادى را به كار گرفته باشد.
عمر به فرمانده خود ابوعبيده جراح به هنگام روانه كردن او بسوى شام، اين‌گونه سفارش مى‌كند:
سربازانت را در جايى فرود مياور مگر آنكه آنجا را با نيروهاى گشتى‌ات شناسايى كرده باشى و راههاى ورودى و خروجى آن را نيك بدانى. «١» همچنانكه پيش از واقعه قادسيه به سعدبن ابى‌وقاص اين چنين سفارش مى‌كند: