هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٥٧
ضربت و رزم بوده و لشكرگاه را حلقهوار فراگيرند و در اطراف آن به صورت گردانهاى مختلف پراكنده باشند. «١» «اين مأموريت را ميان فرماندهان و سپاهيانت به نوبت و در حصههاى معين و الزامى قرار ده و هيچ يك از نزديكانت را از آن معاف منما و به كسى نيز جهت خشم بر او بيش از مقدار مقرر، تحميل مكن.» يعنى انجام اين مأموريت را به عنوان كيفر، به كارمبر و هيچ يك از دوستانت را از آن استثنا مكن.
حمايت از مبادى ورودى لشكرگاه اين چنين انجام مىيافت. «براى لشكرگاهت دو درب قرار ده و براى محافظت از هر يك از آن دو، يكى از فرماندهانت را با صد نفر نيرو بگمار و هرگاه از حفر خندق فراغت يافتند آن دو فرمانده با تمام نيروهايشان، محافظ آن مراكز، اسطبلها، دربانان و پاسداران آن دو محل خواهند بود كه از آنها حراست و حمايت كنند و ديگر نيروها لشكر را از اين كار و سختى آن معاف دار.» «٢» درباره پاسداران دائمى و اهميت آنها در لشكرگاه مسلمانان، اين فقره را مىخوانيم:
بدان كه موقعيت پاسداران و اهميت آنان در لشكرگاهت به گونهاى است كه تو را از نيروها، بىنياز مىسازد، سربازانت را محافظت مىكند، از حمله غافلگيرانه دشمن جلوگيرى مىكند و ديدهبانى دشمنان را خنثى مىسازد- جلوى بردههاى فرارى را مىگيرد- و سپاه را از جاسوسان دشمن حفظ مىكند.
در اين فرازها كه بيان مىشود وظايف پاسداران، تعيين شده است:
١. مستقر ساختن پاسداران در جاهايى محدود كه با تأمين پشتيبانى از آنها، بتوانند مراقبت از دشمن را انجام دهند.