هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٣٤
كوتاه و شكننده و قاطع بوده و با پيروى از روش غافلگيرى و وارد كردن ضربات سخت و قاطع سعى مىشده تا بزرگترين مجموعه نظامى دشمن نابود شود و بيشترين نيروى دشمن، تارومار گردد. امّا در مراحل پس از آن، روش اصلى ايشان هجوم بر دشمن بوده است. به همين جهت پس از فتح مداين در سال شانزدهم هجرى پس از آنكه خبر اجتماع پارسيان در «جلولا» به سردارى مهران و اجتماع اهل موصل در تكريت به فرماندهى «انطاق» به عمر رسيد، در نامهاش اين فرمان را نوشت:
هاشم بن عتبه را در رأس دوازده هزار نيرو به جلولا روانه كن و قعقاع بن عمرو را در مقدمه او قرار ده، و ميمنه را به سعد بن مالك و ميسره را به عمروبن مالك بسپار و عمروبن مرّه جهنى را فرمانده ساقه سپاه قرارده. «١» هاشم بن عتبه رفت و جلولا را فتح كرد. سپس عمر نامه ديگرى به اين مضمون فرستاد:
اگر خدا جلولا را بر شما فتح كند، قعقاع بن عمرو را در تعقيب دشمن روانه كن تا در «حلوان» فرود آيد و در آنجا مرزدار مسلمانان باشد و خدا مرزهاى شما را برايتان نگهدارى كند. «٢» قعقاع به حركت درآمد و نيروهاى دشمن را تا خانقين تعقيب كرد و سپاه مهران را شكست داد و او را كشت و حلوان در سال شانزدهم هجرى فتح شد. هاشم بن عتبه پس از فتح جلولا به مداين رفت. به عمر خبر رسيد كه فرزند هرمزان سپاهى را برضدّ مسلمانان گردآورى كرده و آن را فرماندهى مىكند. عمر در اين باره به فرمانده خود سعد بن ابىوقاص نامهاى نوشت و فرمان لشكركشى به «ماسبدان» «٣» به منظور نابودى دشمن صادر كرد. در نامه وى چنين آمده بود: