آزادى و مسؤوليت زن - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٤ - پند گرفتن از داستانهاى پيامبران
فرزندش برخوردى كرد كه پر از ايمان، منطق و عاطفه بود و نظير آن بسيار كم است.
او را از مكر برادران بر حذر داشت، به اين احتمال كه تحت تأثير شيطان- بزرگترين دشمن انسان- واقع شوند. سپس براى او خوابهايش را تفسير و راه را براى او روشن كرد. و تأكيد كرد كه پروردگارش از ميان تمام مردم فقط او را برگزيده و اختيار كرده است. و به عبارت ديگر، يعقوب عليه السلام پسر نوجوانش را براى آمادگى دريافت نبوّت و حكومت در آنِ واحد، برانگيخت.
سپس يعقوب پيامبر عليه السلام با فرزندش زمان حال را به گذشته پيوند مىدهد و توضيح مىدهد كه نبوّت آزمون بزرگى است كه فقط به برخى از فرزندان آدم- كه خداوند به آنان نعمت داده- مىرسد. چنانكه دراين چارچوب روحانى به يك قضيّه ديگر نيز اشاره مىكند و آن ادامه سلاله نبوّت در اوست چنانكه از پدرانش ابراهيم و اسحاق عليهما السلام آغاز شده بود، به اين معنا كه يعقوب پيامبر، پسرش يوسف را تشويق مىكند به باور كردن اين موضوع كه او مانند بقيّه مردم نيست، بلكه او حلقه پيوند دهنده پيامبران بزرگوار است.
يك تجربه قرآنى ديگر نيز وجود دارد كه از آن روش پرورش درست را ياد مىگيريم، آنجا كه خداوند بزرگ مىفرمايد:
(لَقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِلسَّائِلِينَ) [١].
«به راستى در [سرگذشت] يوسف و برادرانش براى سؤالكنندگان عبرتهاست.»
[١] - سوره يوسف، آيه ٧.