آزادى و مسؤوليت زن - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٥
همسر عمران در تمام دوران باردارى گمان مىكرد كه جنين او پسر است، ولى وقتى مريم را به دنيا آورد، گفت:
(فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ...) [١].
«پس چون فرزندش را بزاد، گفت: پروردگارا! من دختر زادهام- خدا به آنچه او زاييد داناتر بود- و پسر چون دختر نيست؛ و من نامش را مريم نهادم....»
براى اثبات بزرگوارى و نيك سيرتى مريم همين بس كه در قرآن كريم فقط نام او آمده است، نام هيچ زن ديگرى در قرآن نيامده است.
مادر مريم دعاى بزرگ خود را با بينشى نورانى اين چنين به پايان مىرساند:
(... وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ) [٢].
«.. و او و فرزندانش را از شيطان رانده شده، به تو پناه مىدهم.»
هنگامى كه خداوند اين اخلاص و ايمان در دين را از او ديد، دعاى او را به نيكوترين وجه برآورد:
(فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا...) [٣].
«پس پروردگارش وى را با حُسن قبول پذيرا شد و او را نيكو بار آورد و زكريا را سرپرست وى قرار داد...»
زكريا اين پيامبر بزرگوار، سرپرست مريم شد. اين دختر كوچك تا حدّى به خدا يقين داشت كه- به نظر مىرسيد- ايمان او به پروردگار از
[١] - سوره آل عمران، آيه ٣٦.
[٢] - همان، آيه ٣٦.
[٣] - همان، آيه ٣٧.