آزادى و مسؤوليت زن - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦ - فهم نادرست و منفى از قيموميّت مرد
نادرستى از آن آشكار گرديد كه براى سازمان خانواده و زندگى اجتماعى خطر ساز است. اين فهم نادرست در استبداد متمثّل و مجسّم مىشود و آن اين است كه مرد انديشهها و حكمهاى دشوار خود را بر اعضاى خانواده، بويژه بر زن- كه مركز مادرى و نيم ديگر جامعه انسانى را تشكيل مىدهد- تحميل كند.
به عنوان مثال يونانيان قديم، زن را ابزار دست مرد به شمار مىآوردند كه بايد شب و روز در خدمت او باشد. به اندازه انحطاط اين ديد جاهلى- كه عادتهاى زيادى از آن ناشى شد و زن و منزلت او را بد كرد و ارزش انسانى او را پايين آورد- بينديشيد. از اين عادتهاى زشت كه هنوز هم آثار آن باقى مانده است: كشتن، سوزاندن و زنده به گور كردن زن همراه همسر متوفايش است كه هنوز هم اين عادت غير انسانى در برخى مناطق هند معمول است.
شكى نيست كه سرچشمه اين خرافات و فعاليّتهاى ضد انسانى، تصوّر غلطى است كه مىگويد: زن، تنها خدمتكارى است كه براى برآوردن نيازها و پاسخ گفتن به تمايلات مرد آفريده شده است. و از اينجاست كه مرد چونان ديكتاتورى امر و نهى مىكند و آنچه براى او لذّتبخش است انجام مىدهد.
بيشتر مردان در سايه اين توهّمات، گروهى را تشكيل مىدهند كه در آن با احساسى نژادپرستانه، تبعيضگرايانه و برترىجويانه بر زن زندگى مىكنند و زن را قربانى اين احساسها مىنمايند، مرد را مىبينى كه خواستههاى طاقت فرساى خود را تحميل و دستورهاى ستمگرانه خود را املا مىكند.
با مطالعهاى در تاريخ انسانى درمىيابيم كه بسيارى از مردانى كه محبّت