آزادى و مسؤوليت زن - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٤
روحانيّت، بزرگى، پاكى و صفا در درجه بسيار بالايى قرار دارد. به همين دليل مىتوان گفت عظمتى كه پدران پيامبر صلى الله عليه و آله داشتند، به آنان براى پيامبرى اهليّت مىداد. ولى حكمت و تقدير آسمانى اين بود، كه پيامبران پشت سرهم نباشند، تا اينكه نوبت به پيامبر اسلام محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله رسيد و خداوند مىداند كه رسالتش را در كجا قرار دهد.
قرآن كريم داستان ولادت مريم، اين زن پاك، را در نهايت تازگى و بلاغت روحانى و واژگانى بيان مىكند و چنين مىفرمايد:
(إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) [١].
«چون زن عمران گفت: پروردگارا! آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تا آزاد شده [از مشاغل دنيا و پرستشگر تو] باشد، پس از من بپذير كه تو خود شنواى دانايى.»
علىرغم اينكه طبيعت انسان فرزند را براى خويش و ادامه نسل خويش مىخواهد، اين زن نمونه آرزوهاى شخصى خود را كنار مىگذارد، آينده فرزند و جگر گوشهاش را محدود مىكند؛ گرانبهاترين چيز خود را براى خداوند سبحان و متعال نذر مىكند و هرگز نمىخواهد به خاطر اين نذر بر خداوند منّت بگذارد، بلكه او حدود خود را به عنوان يك آفريده و عظمت خدا و فضل او را بر خود مىشناسد و در نتيجه چيزى جز پذيرش نذر خود را آرزو نمىكند كه اين از همه كارهاى او بزرگتر است و در نهايت از خداوند مىخواهد كه فرزند او انسانى نورانى و خدايى باشد و عنايت الهى گرداگرد او را فراگيرد.
[١] - سوره آل عمران، آيه ٣٥.