آزادى و مسؤوليت زن
(١)
پيشگفتار
٩ ص
(٢)
فصل اوّل پيرامون زن
١٣ ص
(٣)
زن در جاهليت و اسلام
١٣ ص
(٤)
خانواده، هديه جامعه
١٤ ص
(٥)
فهم نادرست و منفى از قيموميّت مرد
١٥ ص
(٦)
محدوده سرپرستى در اسلام
١٩ ص
(٧)
بهترين نقش زن
٢٠ ص
(٨)
واقعيّت زن در اسلام
٢٣ ص
(٩)
خانههاى برتر
٢٣ ص
(١٠)
نقش زن در ساختن خانواده برتر
٢٧ ص
(١١)
نگاه سازنده به زن
٢٧ ص
(١٢)
فاطمه زهرا نمونه زن مكتبى
٢٨ ص
(١٣)
نقش زن محدود به خانه نيست
٢٩ ص
(١٤)
خانههاى كافر
٢٥ ص
(١٥)
سفارشهايى به زن مسلمان
٣٠ ص
(١٦)
زن در جامعه مكتبى
٣٣ ص
(١٧)
مشكلات، بر سراه زن
٤١ ص
(١٨)
1- فشار درونى و اجتماعى
٤٢ ص
(١٩)
2- ازدواج و مسؤوليّتهاى خانه
٤٣ ص
(٢٠)
3- جنبههاى اخلاقى مبالغهآميز
٤٣ ص
(٢١)
4- نشناختن شيوههاى مناسب كار
٤٤ ص
(٢٢)
زن آزاد، و مسؤوليّتهاى مكتبى
٤٦ ص
(٢٣)
از مدرسه مادران
٤٧ ص
(٢٤)
حجاب در قرآن
٤٨ ص
(٢٥)
نقش زن در كجا مجسّم مىشود؟
٥١ ص
(٢٦)
پيرامون زن و مسؤوليتهاى مكتبى
٥٣ ص
(٢٧)
زن آگاه از روزگار خويش
٦٠ ص
(٢٨)
عدم حضور امّت در ميدان
٦١ ص
(٢٩)
الگوى نيكو
٦٣ ص
(٣٠)
زن مؤمن ونقشهاى آشكار
٦٨ ص
(٣١)
داستان برترى
٦٩ ص
(٣٢)
هدفهاى مقدّس
٧٠ ص
(٣٣)
زن مؤمن، پيروز، در ميدان رقابت طلبى
٧٢ ص
(٣٤)
مريم آموزگار زكرياى پيامبر!
٧٤ ص
(٣٥)
ويژگيهاى مادر حقيقى
٧٥ ص
(٣٦)
فصل دوّم پيرامون تربيت
٧٩ ص
(٣٧)
پيرامون تربيت
٧٩ ص
(٣٨)
نقش مادر در تربيت
٧٩ ص
(٣٩)
چگونگى تربيت نسل جوان
٨٧ ص
(٤٠)
وظايف پرورشى
٨٨ ص
(٤١)
پند گرفتن از داستانهاى پيامبران
٩٣ ص
(٤٢)
خانواده، خانه نور الهى
٩٦ ص
(٤٣)
تقوا، اساس تربيت
١٠٧ ص
(٤٤)
پرورش نيكو، ضامن پايدارى
١١٢ ص
(٤٥)
پرورش درست ضامن خوشبختى
١١٩ ص

آزادى و مسؤوليت زن - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٤ - پند گرفتن از داستانهاى پيامبران

فرزندش برخوردى كرد كه پر از ايمان، منطق و عاطفه بود و نظير آن بسيار كم است.

او را از مكر برادران بر حذر داشت، به اين احتمال كه تحت تأثير شيطان- بزرگترين دشمن انسان- واقع شوند. سپس براى او خوابهايش را تفسير و راه را براى او روشن كرد. و تأكيد كرد كه پروردگارش از ميان تمام مردم فقط او را برگزيده و اختيار كرده است. و به عبارت ديگر، يعقوب عليه السلام پسر نوجوانش را براى آمادگى دريافت نبوّت و حكومت در آنِ واحد، برانگيخت.

سپس يعقوب پيامبر عليه السلام با فرزندش زمان حال را به گذشته پيوند مى‌دهد و توضيح مى‌دهد كه نبوّت آزمون بزرگى است كه فقط به برخى از فرزندان آدم- كه خداوند به آنان نعمت داده- مى‌رسد. چنانكه دراين چارچوب روحانى به يك قضيّه ديگر نيز اشاره مى‌كند و آن ادامه سلاله نبوّت در اوست چنانكه از پدرانش ابراهيم و اسحاق عليهما السلام آغاز شده بود، به اين معنا كه يعقوب پيامبر، پسرش يوسف را تشويق مى‌كند به باور كردن اين موضوع كه او مانند بقيّه مردم نيست، بلكه او حلقه پيوند دهنده پيامبران بزرگوار است.

يك تجربه قرآنى ديگر نيز وجود دارد كه از آن روش پرورش درست را ياد مى‌گيريم، آنجا كه خداوند بزرگ مى‌فرمايد:

(لَقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِلسَّائِلِينَ) [١].

«به راستى در [سرگذشت‌] يوسف و برادرانش براى سؤال‌كنندگان عبرتهاست.»


[١] - سوره يوسف، آيه ٧.