زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣ - اخلاق و فضايل امام هشتم

عذابى سخت در انتظار آنان است.»

امام رضا عليه السلام اين گونه به پروردگارش توجه داشت و خداوند نيز. هر چه خود از كرامت و علم خواست، بدو بخشيد.

او از دنيا كناره گرفته و آن را خوار شمرد، فريبهاى دنيا را پس‌زد و خداهم پرده ميان او و حقايق را فروافكند، زيرا دنيا دوستى اساس هر خطايى است و عشق به دنيا پرده‌اى است بلند كه ميان او و حقايق مخلوقات آويخته شده است.

بيهقى از صولى نقل كرده است كه:

امام رضا در تابستان روى بوريا و در زمستان روى پلاس مى‌نشست.

جامه‌اش از پوشاك خشن بود و چون در برابر مردم ظاهر مى‌شد، خود را براى آنان مى‌آراست. [١]

اين امر مربوط به روزگارى بود كه دنيا به او روى آورده بود، امّا او نمى‌پذيرفتش و فريب آراستگيهاى آن را نمى‌خورد. هنگامى كه خلافت عبّاسى در اوج عظمت و شكوه خود بود و در ناز و نعمت، امام رضا عليه السلام منصب ولايتعهدى اين امپراتورى را در ظاهر بر عهده داشت، امّا با وجود اين از دنيا چشم‌پوشيد و زرق و برقهاى آنرا پشت سر انداخت.

كنيزى به نام «عذر» چنين مى‌گويد:

«همراه با گروهى از كنيزان از كوفه خريدارى شديم. من دختربچّه بودم (وى در كوفه به دنيا آمده بود). ما را نزد مأمون آوردند و ما در


[١] - بحار الانوار، ج ٤٩، ص ٨٩.