زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٩ - شهادت مرقد و مزار شريف

مرا به خاطر كشتن برادر مخلوعت و بيعت امام رضا به ولايتعهدى از روى نيكى يا حسادت نكوهش مى‌كنند و ستمگران به سعايت از من بر مى‌خيزند پس اجازه فرماى در خراسان بمانم. [١] امّا مأمون خواسته او را نمى‌پذيرد. چون براى او تدبيرى انديشيده است. مأمون نمى‌خواهد فضل را در پايگاه قدرت و در ميان ياران و هواخواهانش به كام مرگ فرستد بلكه قصد دارد او را در راه از ميان بردارد.

در روايت آمده است: مدّتى از گفتگوى ميان مأمون و فضل سپرى شده بود و ما در يكى از منازل (بين راه) بوديم كه فضل به حمام رفت. در اين هنگام گروهى با شمشير بر او داخل شدند و به قتلش رساندند. پس از كشته شدن فضل، فرماندهان و سپاهيان و گروهى از مردان ذو الرياستين بر در سراى مأمون حاضر شده گفتند: او را كشت اينك ما به خونخواهى او آمده‌ايم. [٢]

بدين سان مأمون از برجسته‌ترين و بزرگ ترين كانون قدرت در درون دستگاه حاكمه خلاصى يافت. اينك پيش روى او جز امام رضا، كه او هم اندكى بعد به شهادت رسيد، كس ديگرى باقى نمانده بود. براستى آيا همين نزديكى شهادت امام رضا عليه السلام با كشته شدن فضل خود نمى‌تواند حاكى از وجود توطئه‌اى پليد بر ضدّ آن‌حضرت باشد؟

با اين دلايل و شواهد، قول مشهور علماى شيعه مبنى بر شهادت امام‌


[١] - بحارالانوار، ج ٤٩، ص ١٦٥.

[٢] - همان مأخذ، ص ١٦٩.