زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧١ - شهادت مرقد و مزار شريف

امّا آن‌حضرت با هر كس از يهود و نصارا و مجوس و صابئيان و برهماييها و ملحدان و دهريها و يا ساير فرق مسلمان كه با وى مخالف بودند مناظره مى‌كرد، همه را مغلوب مى‌ساخت و بر آنها دليل و حجّت مى‌آورد تا آنجا كه مردم مى‌گفتند: به خدا او از مأمون به خلافت سزاوارتر است.

خبر چينان هم سخن مردم را به گوش مأمون مى‌رساندند. وى از اين بابت بسيار خشمگين مى‌شد و حسادتش شدّت مى‌يافت. امام هم از گفتن حقيقت در حضور مأمون پروانداشت و در بيشتر موارد به وى پاسخهايى مى‌داد كه او را خوش نمى‌آمد از اين رو مأمون خشمگين مى‌شد و به آن‌حضرت كينه مى‌ورزيد، امّا كينه و خشم خود را نمايان نمى‌ساخت، امّا هنگامى كه در باره آن‌حضرت هيچ چاره‌اى نيافت، او را با دادن زهر به شهادت رساند». [١]

ب- شيخ مفيد نيز مجملى از ماجراى شهادت آن‌حضرت را همراه با يكى از تفسيرهاى مربوط به علّت دشمنى مأمون با امام رضا نقل كرده و چنين گفته است:

روزى امام رضا بر مأمون وارد شد و ديد كه او براى نماز وضو مى‌سازد در حالى كه غلامش بر دستان او آب مى‌ريزد. پس امام رضا به مأمون گفت:

«اى اميرالمؤمنين! در عبادت پروردگارت كسى را شريك مكن».


[١] - بحارالانوار، ج ٤٩، ص ٢٩٠.