زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٨ - امام در ميدان مبارزه
ثالثاً: او فرمود: «گذشتگان نيز چنين كردند...»
شايد اين فرمايش اشاره به سكوت اميرمؤمنان على عليه السلام از يك سو و صبر و تحمّل ائمه بر آزارها و شكنجه به خاطر بيم از پراكندگى دين و تزلزل ريسمان وحدت مسلمانان از سوى ديگر باشد.
رابعاً: آنگاه آنحضرت به تبيين برنامه حكومتى خود مىپردازد كه عموماً مخالف با برنامه بنى عبّاس و از جمله مأمون بود.
خامساً: امام در پايان اين وثيقه مىفرمايد:
«جامعه و جفر بر خلاف اين دلالت مىكنند».
در واقع آنحضرت بدين وسيله بيان مىكند كه آنان صاحبان دانش رسول خدا صلى الله عليه و آله و به امارت شايستهتر از مأمون و بنى عبّاس هستند.
چون مردم براى بيعت آماده مىشوند و امام نظر مأمون را به شيوه نادرست بيعت كردن آنها جلب مىكند. و اين امر اسباب اعتراض مردم را فراهم مىآورد. در اين باره به گفتگوى زير كه بين مأمون وامام عليه السلام رخ داد توجّه فرماييد:
مأمون گفت: (اى ابو الحسن ولايت اين شهرها را كه اوضاع نابسامانى پيدا كردهاند، به هر كس كه مورد اعتماد خود توست بسپار. به مأمون گفتم: توبه وعدهاى كه به من دادهاى وفا كن تا من نيز به وعده خود وفا كنم. من ولايتعهدى را به آن شرط پذيرفتم كه در آن امر و نهى از من نباشد، نه احدى را بركنار كنم و نه كسى را بكاربگمارم و نه كارى را بعهدهگيرم تا خداوند مرا پيش از تو بميراند. به خدا سوگند! خلافت