زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٤ - اخلاق و فضايل امام هشتم

خانه او بوديم، در بهشتى از خوردنى و نوشيدنى و بوى خوش و دينار فراوان.

مأمون مرا به امام رضا عليه السلام بخشيد. چون به خانه او رفتم از آن همه ناز و نعمت خبرى نديدم.

زنى سرپرست ما بود كه شب ما را بيدار مى‌كرد و به نماز وامى‌داشت و اين بر ما بسيار دشوار بود. من هميشه آرزو مى‌كردم كه از خانه او نجات پيدا كنم. [١]

بزرگ‌ترين زهد امام زهد وى در خلافت بود به گونه‌اى كه مأمون خود اين منصب را به امام پيشنهاد كرده بود.

آرى كسانى هستند كه از دنيا دورى مى‌جويند تا متاعى بزرگ تر از آن به دست آورند، حال آنكه هيچ چيز در چشم آدمى بزرگ‌تر از رياست نيست.

فضل بن سهل كه خود شاهد گفتگوى مأمون با امام رضا عليه السلام در باره خلافت بود، مى‌گويد:

خليفه را هيچ گاه همانند آن روز خوار نديدم.

مأمون عبّاسى گويد:

بسيار كوشيدم تا طمع او را به خلافت و غير آن جلب كنم، امّا موفق نشدم. [٢]


[١] - بحارالانوار، ج ٤٩، ص ٨٩.

[٢] - همان مأخذ، ص ٢٠.