الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢ - متعدى كردن فعل ثلاثى مجرد
تفعيل ببريم مانند:
فرح زيد (شاد شد زيد) كه وقتى عين الفعل يعنى « راء » را تشديد داديم مىشود:
فرّح زيد (شاد كرد زيد) لذا اگر مفعولش را در كلام ذكر كنيم مىشود:
فرّحت زيدا (شاد كردم زيد را).
٢- آنكه باوّلش همزه بيافزائيم و بعبارت ديگر آنرا بباب افعال ببريم مانند:
جلس زيد (نشست زيد) كه وقتى همزه باوّلش بيافزائيم مىشود:
اجلس زيد (نشانيد زيد) لذا اگر مفعولش را در كلام ذكر كنيم مىشود:
اجلست زيدا (نشانيدم زيد را).
و بحرف الجرّ فى الكلّ: يعنى تمام افعال غير متعدّى را چه از ثلاثى مجرّد بوده و چه از غير آن باشد اگر بخواهيم متعدّى كنيم بواسطه اضافه كردن (باء جارّه) مىتوان چنين نمود مثلا « ذهب » يعنى رفت، فعل ثلاثى مجرّد است و لازم مىباشد، حال اگر بخواهيم آنرا متعدّى كرده و برايش مفعول بياوريم مىگوئيم: ذهبت بزيد (بردم زيد را).
يا « انطلق » يعنى آزاد بود، فعل ثلاثى مزيد از باب « انفعال » است و لازم مىباشد حال اگر بخواهيم آنرا متعدّى كرده و برايش مفعول بياوريم مىگوئيم:
انطلقت بزيد (آزاد كردم زيد را).